ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - بشارت ظهور در اديان
در كتاب «اوپانيشاد» كه يكى از منابع معتبر هندوها به شمار مىآيد، بشارت ظهور منجى چنين آمده است: اين مظهر ويشنو (مظهر دهم) در انقضاى كلّى يا عصر آهن، سوار بر يك اسب سفيد، در حالى كه شمشير برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مىشود و شريران را تماماً هلاك مىسازد و خلقت را از نو تجديد و پاكى را رجعت خواهد داد ... اين مظهر دهم، در انقضاى عالم ظهور خواهد نمود.[١]
و در كتاب «پاتيكل» هندوها آمده است: چون مدّت روز تمام شود، دنياى كهنه نو شود و زنده گردد و صاحب ملك تازه پيدا شود؛ از فرزندان دو پيشواى بزرگ جهان كه يكى «ناموس آخرالزّمان» و ديگرى «صدّيق اكبر» يعنى وصى بزرگتر وى كه «پشن» نام دارد. نام آن صاحب ملك تازه «راهنما» است. به حق پادشاه شود و خليفه «رام» باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد. هر كه پناه به او برد و دين پدران او اختيار كند، سرخ روى باشد در نزد رام و دولت او بسيار كشيده شود و عمر او از فرزندان «ناموس اكبر» زياده باشد و آخر دنيا به او تمام شود. و از ساحل درياى محيط و جزاير سرانديب و قبر آدم و از جبال القمر تا شمال هيكل زهره تا سيف البحر و اقيانوس را مسخّر گرداند و بتخانه سومنات را خراب كند و جگرنات به فرمان او به سخن آيد و به خاك افتد. پس آن را بشكند و به درياى اعظم اندازد و هر بتى هر جا كه باشد، بشكند.[٢]
جگرنات بتى است كه هندوها مظهر خدا مىدانند. بت ها به فرمان حضرت قائم (ع)، لفظ «لا اله الّا الله، محمّد رسول الله» را بر لب جارى و بر زمين سقوط خواهند كرد.
و در كتاب «ديد» هندوها آمده: پس از خرابى دنيا، پادشاهى در آخرالزّمان آشكار گردد كه پيشواى خلايق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود درآورد و همه كس از مؤمن و كافر را بشناسد و هر چه از خدا خواهد برآيد.
و در كتاب «شاكمونى» نيز كه از كتب مقدّس هندوهاست آمده است: پادشاهى و دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان؛ گشنِ بزرگوار (حضرت خاتم الانبياء) تمام شود و او كسى باشد كه بر كوههاى مشرق و مغرب جهان حكم براند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان كاركنان او باشند ... دين خدا يك دين شده و زنده گردد و نام او ايستاده و خداشناس باشد.
در ٣٥ بخش از مزامير ١٥٠ گانه زبور حضرت داود (ع) به ظهور منجى نهايى اشاراتى شده است، مانند: ... قوم ها را به انصاف داورى خواهد كرد. آسمان شادى كند و زمين مسرور گردد. دريا و پرى آن غرّش نمايند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آيد. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود، به حضور خداوند؛ زيرا كه مىآيد؛ زيرا كه براى داورى جهان مىآيد. ربع مسكون را به انصاف داورى خواهد كرد و قوم ها را به امانت خود ... قوم هاى بسيارى را تنبيه خواهد كرد. (از آن پس) امّتى بر امّتى شمشير نخواهد كشيد و بار ديگر جنگ را نخواهند آموخت.
... و زود است كه در دولت او، حجّتى ظاهر شود كه عدل و قسط را زياد مىنمايد تا وقتى كه ماه زايل شود و در بحر و از وادى به سوى آنچه در روى بسيط ارض است، حكومت مىنمايد و عالم به خاطر او منعطف مىشود و لشكر پاى او را مىبوسد و به دندان مىگيرند ... و براى او از طرف سلاطين عرب و عجم پيشكشى آورده مىشود و او را سجده مىنمايند و جميع پادشاهان روى زمين او را ثنا مىگويند و ملوك عجم نزد او هستند.
شريران منقطع خواهند شد؛ امّا منتظران خداوند وارث زمين خواهند بود. هان، پس از اندك زمانى شريرى در مكانش نخواهد بود.[٣] تأمل خواهى كرد؛ ولى شريرى نخواهد بود. حليمان وارث زمين خواهند شد و از فراوانى سلامتى متلذّذ خواهند گرديد.
و در بشارتهاى «كتاب اشعياى نبى» (باب يازدهم عهد قديم) چنين آمده است: برگزيدگان من، از عمل دستهاى خود تمتّع خواهند برد، زحمت بيجا نخواهند كشيد، اولاد به جهت اضطراب نخواهند زاييد؛ زيرا كه اولاد بركت يافتگان خداوند هستند و ذريه