ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - بازگشت به ارض موعود
امّا عملياتى شدن آرزوى بازگشت به سرزمين موعود به سالهاى آغازين قرن شانزدهم ميلادى باز مىگردد. سالهايى كه قومگرايان يهود به دليل ترس از اضمحلال قومى به تدوين و آماده سازى طرحى اقدام نمودند كه بعدها به طرح مسيح موسوم گرديد و مبناى تلاشهاى بسيار گستردهاى قرار گرفت. اين طرح توسط يهوديان كابالائيست «اسپانيا» (سفارد) كه در تمامى اركان شاه نشينهاى اروپايى ازجمله اسپانيا رسوخ نموده و مقامات مهمّى را در اختيار داشتند، آماده گرديد. اوّلين مرحله آن با به راه انداختن انگيزسيون عليه يهوديان اسپانيا توسط يهوديان كابالائيست آغاز گرديد. نقطه پايان آن نيز بازگشت به فلسطين و برپايى دولت يهود با هدف باز ساخت «معبد سليمان» و بازگشت مسيح و تشكيل دولت جهانى يهود تعيين شده بود![١]
به اين ترتيب ملاحظه مىگردد كه عمر دو ايدئولوژى سياسى و ايمانى بازگشت به «ارض موعود» تحت عنوان صهيونيسم سياسى (اشكنازى) و صهيونيسم كابالائى (با منشأيى سفاردى) به قرنها پيش باز مىگردد.
ايدئولوژى صهيونيسم سياسىاى كه توسط هرتزل عنوان گرديد، در ابتدا مانيفست جنبشى بود با هدفى محدود و تلاشى براى برپايى دولت كشورى به عنوان وطن يهوديان (عموماً اشكنازى) آن هم در هركجاى دنيا كه باشد! امّا اين خواسته به ناگاه به ايده بازگشت به فلسطين تغيير يافت؛ موضوعى كه هيچگاه و توسط هيچ منبعى اعمّ از يهودى و غير يهودى درباره آن توضيحى داده نشد! امّا مىتوان گفت كه علّت تغيير آرمان هرتزل از كشورى يهودى در هركجاى دنيا به سرزمين فلسطين و نه جاى ديگر با هدايت و فشار كابالائيستها انجام پذيرفته بود. اين اختلاف آرمانى هرچند كه براى ساليانى علنى نگرديد؛ امّا بعدها به خطّ گسل دو جريان يهودى اشكنازى و سفاردى كابالائيست تبديل شد، امرى كه در حال حاضر نيز در جامعه امروز اسرائيل به عنوان عامل روياريى- نه چندان پنهان- سفاردىها و اشكنازى سر برداشته است.
بازگشت به ارض موعود
خاخام جوزف گدآلياه خاوسنر در كنگره يهوديان آمريكا/ ماه مىسال ١٩٤٨ م. مىگويد:
من معتقدم كه مردم (يهودى) بايد براى مهاجرت به فلسطين تحت فشار قرار گيرند. اين يك برنامه جديد نيست. اين رويه قبلًا و در گذشته نزديكى نيز اعمال گرديده بود. بايد يهوديان دنيا براى عزيمت و استقرار در فلسطين قانع گردند. براى عملى ساختن اين طرح بايد به جاى تغيير سياست جامعه يهودى و آسوده خاطرسازى يهوديان بدون سرزمين، آنها را در سرزمينهاى محلّ اقامت آنان تا حدّ ممكن دچار سختى و مشقّت نمود. در فرايند اين امر، سازمانى چون هاگانا كه يهوديان را دچار نگرانى كند، مىتواند به وجود آيد. بايد رفاه و راحتى به وجود آمده (براى يهوديان) كاهش يابد. در مورد اينكه يهوديان خارج از اسرائيل چه بايد بكنند، نبايد از آنها سؤال شود، چيزى كه بايد به آنها گفته شود اين است كه آنها مردمى بيمار هستند.[٢]
يكى از جانفرساترين مراحل طرح مسيح، عملياتى نمودن پروژه بازگشت (يهوديان) به سرزمينهاى مقدّس بود. ما شاهد عملى شدن اين پروژه با حمايت مسيحيان صهيونيست و بازى باكارتهايى همچون نازىها بوديم. موفّقيت حاصل از پروژه بازگشت (يهوديان) به سرزمينهاى مقدّس را بايد تشكيل دولت اسرائيلى تلقّى نمود. همانند پيشگويى هرتزل در سال