ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - در نامه ها و پيام هاى او فهميده مى شود؛ به طور مثال
در نامهها و پيامهاى او فهميده مىشود؛ به طور مثال:
ادّعاى عصمت، به رخ كشيدن خود، كم صبرى، تمايل به انتقام، آزار رساندن به مخالفان خود، عشق به سيطره و اين عشق از نوعى نبوده است كه افكار دينى را در خدمت اين صفات قرار دهد؛ بلكه غالباً برعكس و متناقض آن بوده است. اين صفات بر افكار دينى پولس غلبه داشتهاند.
در هر حال اين همپوشانى نشان دهنده قاعدهاى است كه مىگويد: پولس آموزههاى مسيحى را تنها آموزههاى حقيقى و آموزههاى مسيحى تنها همان تعاليم پولس بدون هر گونه تفاوتى بوده است كه اين آموزهها هم به وى وحى شده است.[١] از همين روست كه فرمان پولس فرمان خدا تلقّى مىگردد و اين امر حتّى تا به امروز ادامه دارد و اگر فرشتهاى به انجيل ديگرى (غير از انجيل وى) بشارت دهد، ملعون است[٢] و بر اين اساس رستگارى ابدى از آن گروهى است كه بر آموزههاى پولس به صورت حرفى، تكيه نمايند.[٣]
اين خلاصهاى از شناخت شخصيّت پولس بنيانگذار مسيحيّت جديد از طريق معرفى خود او و انجيل وى، موسوم به «اعمال رسولان» و نيز نوشتههاى برخى از متفكّران غربى مىباشد. اين مطالب كاملًا براى ما آشكار مىسازد كه پولس ديانت مسيحيّت را تبديل به يك دين جديد كرد كه عبارت از آميزهاى از عقايد فلسفى متأثّر از افكار فلاسفه يونانى، مانند افلاطون و ديگر فيلسوفان متأثّر از الهيّات فلسفى بود. اين عقايد و فلسفهها، بيشترين تأثير ممكن را بر زندگى آينده پولس از خود بر جاى گذارد؛ همانگونه كه خود وى نيز بر اين واقعيّت گواهى داده و دانشمندان و بزرگان دين مسيحى هم آن را ذكر كردهاند.
نيمى از مسيحيان در روزگار پولس، بنا به گفته ويل دورانت يونانى بودند. او در اين باره مىگويد:
مسيحيّت بر اساس آموزههاى مسيح و پطرس يهودى بود، سپس در سايه آموزههاى پولس نيمه يونانى شد و پس از آن در مذهب