ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - اقامه وجه
بشارت منجى، بشارت فطرت
آيت الله امامى كاشانى
«قرآن كريم» درباره اين پايه فطرى و اين اصل مشترك انسانى چنين مىفرمايد:
«فَأَقِمْوَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ؛مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛[١]
پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين كن با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است آفرينش خداى تغييرپذير نيست، اين است همان دين پايدار ولى بيشتر مردم نمىدانند؛ به سويش توبه كنيد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد.»
اگر اين اصول انسانى كه در همه افراد جامعه بشرى به نحو طبيعى و فطرى وجود دارد بر همان قدرت و نشاط و سرزندگى خود باقى بماند، جوامع پراكنده انسانى همه به وحدت و همدلى و همكارى دست خواهند يافت و اين همان معيارى است كه قرآن كريم مردم را به آن فرا مىخواند و دلها را بدان معطوف مىدارد و بر آن تأكيد مىورزد. انسانيت، سنّتى الهى، فراگير و مشترك است كه همه افراد بشر، در هر زمان و مكان و با هر مكتب، فرهنگ و تمدّن حول محور آن مىچرخند و تفاوتها و فواصل موجود ميان فرهنگها و تمدّنهاى مختلف، همچون اختلاف زبانها و محيطهاى زيستى و امثال آنها چيزى جز شرايط فرعى و ثانوى زندگى نيست و از عناصر اصلى فطرى به شمار نمىآيد.
اينك نگاهى گذرا به نكات مهمّى كه آيه كريمه پيش گفته بدان اشاره مىفرمايد:
«فَأَقِمْوَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ...»
اقامه وجه:
به معنى روى آوردن همه جانبه به دين و پيوند دادن شخصيّت انسانى به آن است؛ همانگونه كه در برابر آينه مىايستيم و چهره خود را در آن مىبينيم، بايد هويّت و شخصيّت و وجود خود را نيز در آيينه دين بنگريم و افكار و اخلاق و انسانيت خود را با معيار دين بسنجيم و همه جوانب وجودى خود را با آن منطبق سازيم و در اين حالت است كه انسانى متعادل و دور از افراط و تفريط خواهيم بود و هرچه بيشتر به اعتدال گراييم، به انسان كامل كه نمايانگر كانون و مركز اعتدال و ارزشهاست، نزديكتر خواهيم شد.
«فِطْرَتَاللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»:
اين داورى، خداجويى و حقيق تخواهى انسان از منبع واحدى نشئت مىگيرد كه همان فطرتى است كه خداوند متعال همه آدميان را بر آن سرشته است و بدين جهت است كه همه انسانها احساس باطنى ثابت و پايدارى از آينده نويدبخش بشر و استقرار نهايى عدالت دارند كه دستخوش هيچ دگرگونى و تغييرى نمىگردد و گذر روزگار به تبديل آن دست نمىيابد و همين است كه آدمى را در مسير تكامل راهنمايى مىكند و به