ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - مقدّمه
يهوديان مخفى
يوسف رشّاد/ مترجم: عباس كسكنى
مقدّمه
سخن از يهود هرگز پايان نخواهد يافت تا آنگاه كه حيات اين دولت نامش روع كه با پشتيبانى قوى استكبار جهانى و در رأس آن «ايالات متّحده آمريكا» و ديگر كشورهاى مسيحى «اروپا» و در رأس آنها «انگليس» و «فرانسه» سرزمين مقدّسى را غصب و اهالى آن را آواره كردهاند، به پايان برسد ... يهود توانايى تثبيت سيطره خود را از طريق لابىهاى صهيونيستى كه بر تمام امور و شئون اين كشورها حكم مىراند، به دست آورده است و اين امر پس از تخريب ديانت اين كشورها كه همان مسيحيّت مىباشد، ممكن گرديده است. آنها مسيحيّت را به طور كلّى از مفاهيم و عقايد آن تهى نموده و به جاى آن، چيزى موسوم به فلسفه را كه از ساختههاى دست يهود است، قرار دادهاند.
چگونه يهود توانايى آن را پيدا كرد كه از طريق پيروى از گامهاى شيطان كه لشكر و حزب او مىباشند و كار سخت و طاقتفرسا و برنامهريزى دقيق و فتنهانگيزى و دسيسهچينى به برترى و سيطره كنونى و تسلّط و كنترل و خراب كردن ديانت مسيحى بر سر پيروان آن، به ويژه در غرب نائل شود؟
آنها از همان قرن اوّل مسيحيّت، در پى دفن ديانت مسيحيّت كه عيسىبن مريم (ع) آورنده آن از سوى پروردگار جهانيان كه بدون ترديد وجود فرزند و شريكى را در پادشاهى براى خود نمىپذيرفت، بودند. هنگامى كه «شائول» يهودى كه مسيحيان او را پولس (پل) مىنامند، وارد اين دين شد، ديانت مسيحيّت را تحريف كرد و به ناحق و دروغ ادّعا كرد كه عيسىبن مريم (ع)، بنده خدا و پيامبر اوست ... و خداوند از آنچه اين دغلباز ملعون مىگويد، بسيار برتر و بالاتر است.
از آن زمان، ديانت مسيحيّت رو به نزول گذارد، تا جايى كه آنان پايان اين ديانت را مغرب زمين اعلام كرده و به جاى آن، سيستم و نظريّهها و آراى فلسفى را قرار دادند. بايد گفت كه فيلسوفان يهودى، يد طولايى در پيوند و انتشار اينگونه فلسفههاى الحادى و كفرآميز داشتهاند و يكى از نويسندگان فرانسوى، موسوم به لوك فرى كه برخى او را از فلاسفه معاصر فرانسه به حساب مىآورند، هنگامى كه پست وزارت آموزش و پرورش را در زمان ژاك شيراك، رئيس جمهور فرانسه، در
اختيار داشت، اعتراف نمود كه:
فلسفه در غرب، در دوران اخير، جايگزين دين گرديده است و مردم ديگر به دنبال آرامش بخشيدن به نگرانىهاى خود از طريق مسيحيّت نبوده و جهت و سمتگيرى آنان تنها به سوى فلسفه قديم و جديد مىباشد ... اين يك تحوّل شگفتآور و خيرهكننده است كه نظير آن تا به حال در هيچ يك از نقاط جهان ديده نشده است، از اين رو، آنچه اكنون بر غرب حكم مىراند، فلسفه سكولاريسم است، نه دين مسيحى!![١] فيلسوفان يهود توانستند از اينگونه نظريّات و آراى فاسد فلسفى، حدّاكثر بهرهبردارى ممكن را با جايگزين كردن آن به جاى ديانت مسيحى بنمايند. چگونه دستهاى پنهان يهود توانست افكار و عقايد ديانت مسيحيّت را تغيير دهد؟ ... در اين باره پروتكلها چنين مىگويند:
و به زودى فلاسفه ما زشت يهاى تمامى اديان غيريهودى را آشكار و رسوا خواهند نمود؛ امّا هيچ كس بر ديانت ما سلطه پيدا نخواهد كرد؛ زيرا دين ما حق است ... ما در همه كشورهايى كه رهبرى جهان را در دست دارند، ادبيات بيمارگونه كثيفى را كه موجب فساد روحها مىشود، منتشر مىسازيم و به زودى، پس از مدّت زمان كوتاهى كه به رس ميّت شناخته شويم، بر سيطره بيشتر چنين ادبياتى ادامه خواهيم داد تا اشارهاى آشكار به اختلاف آن با آموزههايى باشد كه از مواضع پسنديده ما ناشى شده است و به زودى دانشمندان ما كه به منظور رهبرى مردمان غيريهود تربيت گرديدهاند، با ايراد خطابهها و برنامهريزى و رهبرى مذاكرات، بر عقلهاى مردان تأثير گذارده و آنها را به سوى اينگونه دانشها و افكار كه هماهنگ با منافع ماست، جذب خواهند نمود.[٢]
آنها به آنچه مىخواستند، رسيدند و افكار انحرافى خود را منتشر