ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - بشارت ظهور در وحى و معراج
بشارت ظهور در وحى و معراج
حسن بن سليمان در كتاب «المختصر» از كتاب «معراجِ» شيخ صالح ابومحمّدحسن به سند خود از شيخ صدوق روايت مىكند كه ابن عبّاس گفت: پيغمبر (ص) فرمود: «وقتى خداوند مرا به معراج برد، صدايى شنيدم كه مىگفت: اى محمّد، گفتم: اى خداى با عظمت لبيك، لبيك. آنگاه به من وحى شد كه: اى محمّد، فرشتگان عالم در خصوص چه موضوعى اختلاف كردند؟ گفتم: پروردگارا اطّلاع ندارم. فرمود: اى محمّد، آيا كسى را از ميان مردم به عنوان وزير و برادر و جانشين خود تاكنون برگزيده اى؟ عرض كردم: خداوندا چه كسى را انتخاب كنم؟ تو خود چنين كسى را براى من انتخاب فرما. وحى آمد كه اى محمّد، من از ميان تمام مردم، على بن ابى طالب (ع) را براى تو برگزيدم. عرض كردم: خدايا، پسر عمويم را؟ وحى آمد كه: اى محمّد، على وارث تو و بعد از تو نيز وارث علم تو است و در روز رستاخيز، لواى حمد به دست اوست و هم او صاحب حوض كوثر است كه هر كدام از مؤمنين امّت تو وارد بهشت شود، از دست او آب كوثر بنوشد. آنگاه خداوند وحى فرستاد كه: من به ذات مقدّس خودم قسم خوردهام كه دشمن تو و اهل بيت تو و دودمان پاك سرشت تو از آن حوض آب نخواهند نوشيد. اى محمّد، تمام امّت تو را به بهشت در آوردم؛ مگر آنها كه نخواهند. عرض كردم: خدايا، آيا كسى هست كه نخواهد وارد بهشت شود؟ خدا وحى فرستاد كه: آرى. عرض كردم: چگونه نمى خواهد؟ وحى آمد كه: اى محمّد، تو را از ميان بندگانم برگزيدم و براى تو جانشينى انتخاب كردم و او را نسبت به تو به منزله هارون نسبت به موسى قرار دادم با اين فرق كه بعد از تو ديگر پيامبرى نخواهد بود. محبّت او را به دل تو انداختم و او را پدر فرزندان تو قرار دادم. حقّى كه او بعد از تو به امّت تو دارد، مثل حقّى است كه تو در زمان حيات بر آنها دارى. هر كس منكر حق او شد، حق تو را انكار نموده و هر كس از دوستى او سر باز زند، نمى خواهد داخل بهشت شود. من فوراً افتادم و خدا را بر اين نعمتها كه به من داده است، سجده شكر كردم. در آن وقت صدايى شنيدم كه مىگفت: اى محمّد، سربردار و هر چه مىخواهى از من بخواه تا به تو عطا فرمايم. عرض كردم: الهى بعد از من تمام امّت مرا از دوستان على بن ابى طالب قرار بده تا فرداى قيامت همه كنار حوض نزد من آيند. وحى شد: اى محمّد، پيش از آنكه من بندگانم را بيافرينم، قضاى من در ميان آنها جارى گشته و گذشته است تا هر كس را كه راه انحراف بپيمايد، هلاك گردانم و هر كس به راه راست برود، هدايت كنم. علم تو را بعد از تو به على بن ابى طالب دادهام و او را وزير تو گردانيدم و او بعد از تو جانشين توست بر كسان و امّتت. اين امرى واجب بوده كه از علم من گذشته است و كسى كه از وى در خشم باشد و او را دشمن بدارد و خلافت بلافصل او را انكار كند، داخل بهشت نخواهد شد. هر كس از وى در خشم باشد، تو را به خشم آورده و هر كس تو را به خشم آورد، مرا به خشم آورده و هر كس او را دشمن بدارد، تو را دشمن داشته و هر كس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است. هر كس او را دوست بدارد، تو را دوست داشته و هر كس تو را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. اين فضيلت را براى او قرار دادم و به تو عطا كردم كه يازده مهدى را كه همه از دودمان تو و از فاطمه دوشيزه پاكيزه مىباشند، از صلب او بيرون آورم. آخرين آنها كسى است كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز گزارد. او زمين را پر از عدل و داد كند؛ چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد. به وسيله او مردم را از سراشيب سقوط نجات دهم و به شاهراه هدايت راهنمايى كنم و كور و بيمار را شفا دهم. عرض كردم: الهى اينها در چه وقت روى مىدهد؟ خداوند وحى فرستاد كه: اين در وقتى است كه علم از ميان برداشته شود و جهل و نادانى آشكار گردد. قاريان قرآن بسيار باشند؛ ولى
علم و عمل كم و مرگ ناگهانى افزون باشد. فقهاى هدايت پيشه، اندك و فقيهان ضلالت كيش و خائن زياد باشند و امّت تو قبرستان هاى خود را مسجد كنند و قرآنها را زينت دهند و مساجد را طلاكارى