ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - حقيقت كعبه ولى الله الاعظم است!
عنوان حصنى ياد فرمودند كه هر كس در آن وارد شود از عذاب در امان مىماند؛ امّا در پايان اضافه كردند: «بِشَرطِها و شروطها و انا من شروطها» اين امنيّت قلعه لا اله ا الله، در گرو شرطى است و من از شرايط آنم. شرط نائل آمدن به مراتب توحيد، ولايت على (ع) و امامان از نسل اوست؛ ورنه هر جفاكار منكر و دغلبازى در عذاب و آتشى كه جز ظهور جفا و انكار خودش نيست، معذّب خواهد شد.
جهنّم منكر، ظهور تامّ انكار و ناسپاسى اوست. به عبارت ديگر، عذاب قهر و آتش دوزخ، ثمره به جا نياوردن حقيقت روزهدارى است. از همين روست كه عرض كردم، تجربه گرسنگى و تشنگى و امساك، به تنهايى باعث رهايى از دوزخ و عذاب قهر الهى نيست.
ورود صميمانه به دايره و گستره ولايت تامّه حضرت ولى الله، قبول ولايت ايشان و پاسدارى از عهد معهود درباره آنان، ضامن
اين رهايى است.
اين عهد را «روز الست» و در «عالم ذر»، خداوند از جمله خلايق و موجودات اخذ كرده است.
اينكه عرض كردم «ورود صميمانه» ناظر بر ضرورت نفى خود و نفع خود در اين مسير است؛ ورنه عمل صورت نفسانى يافته و همه اعتبار و تأثيرش را از دست مىدهد؛ چنانكه برخى نابخردانه براى تحريك و تحريص مردم به روزهدارى از خواصّ بهداشتى روزه و فوايد آن براى سلامت جسم سخن مىرانند.
حقّ روزه در اداى حقّ امام (ع)، يعنى گردن نهادن به ولايت ايشان، معنى پيدا مىكند. روزهدار سالكى است كه در طريق معرفت امام راه مىپيمايد، به سوى امام مىرود و به گرد كعبه ولايتش به طواف درمىآيد. رسول اكرم (ص) فرمودند:
«مثل الامام مثل الكعبه اذ تؤتى ولا تأتى؛[١]
مثل امام مثل كعبه است كه به سوى او مىروند نه آنكه كعبه به سوى آنها مىرود.»
و در سخنى به اميرالمؤمنين، على (ع) فرمودند:
«اى على! مَثَل تو مثل كعبه است كه مردم به سراغش مىآيند نه آنكه كعبه به سراغ مردم بيايد. پس اگر به سراغت آمدند و حكومت را به تو سپردند، بپذير وگرنه صبر كن تا آنان به سوى تو آيند.»
كعبه در صورت ظاهر مكعبى سنگى و گلى است در صحن «مسجد الحرام» تا حاجى به گرد آن طواف كند؛ امّا حقيقت كعبه و طواف، ولى الله اعظم (عج) است كه ضرورتاً بايد به سوى ايشان شتافت و به گردش طواف كرد تا حج تمام شود. اين كلام زيبا و دلنشين امام رضا (ع) است كه فرمودند:
« [اى مردم] ما به خاطر رسول اكرم (ص) حقّى به گردن شما داريم و شما نيز حقّى بر گردن ما داريد. هر گاه شما حقّ ما را داديد، ما نيز به وظيفه خويش عمل مىكنيم.»
روزهدار در اين وقت و از اين مسير واقف به جايگاه خود و سرانجامش مىشود و راه درك حكمت عبادات را نيز حاصل
مىآورد.
از ناحيه مقدّسه اين دعا صادر شده:
«الّلهمّ عرّفنى حجّتك فانّك انْ لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى؛[٢]
خدايا حجّتت را به من بشناسان، كه اگر حجّتت را نشناسم، از دينم گمراه خواهم شد.»
گمراهى و ضلالت در خود و با خود، عذاب و قهر را پوشيده دارد و معرفت به امام، ضرورتاً خروج از ضلالت را. ابان بن تغلب از امام جعفر صادق (ع) مىپرسد: آيا اگر كسى ساير ائمه را بشناسد؛ امّا امام زمانش را نشناسد، مؤمن است؟ امام فرمود: «خير، مؤمن نيست.» مىپرسد: آيا مسلمان است؟ امام فرمودند: «بله، مسلمان است.»[٣]
آنكه مؤمن نيست، در امان و امنيّت هم نيست.
كسانى كه اميرمؤمنان (ع) را در «مسجد كوفه» به شهادت رساندند، مؤمن نبودند و ناگزير از خلاصيافتگان نيز نيستند، آنان به خاطر دغلى در حقّ ولى خدا، مستعدّ و مستحقّ عذاب شدند.
تجربه دوزخ، تجربه تجلّى عهدشكنى درباره ولى خداست. امام صادق (ع) مىفرمايند:
«هر كه با امامى بىوفايى (و عهدشكنى) كند، با دهان كج وارد محشر گردد تا به دوزخ رود.»[٤]
دعوت به درك رمضان و اهتمام درباره آن، دعوت به تلاش صميمانه براى نسبت يافتن با حقيقت روزه و رمضان، يعنى ولى الله اعظم، ارواحنا له الفداء است.
«فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمْ الشّهر فَلْيَصُّمْ؛
هر كس آن را درك كرد، پس روزه بدارد.»
انشاءالله
رمضان، ١١/ ٥/ ٩٠
پىنوشتها:
[١]. الكافى، ج ٤، ص ١٦٢.
[٢]. سوره بقره (٢)، آيه ١٨٥.
[٣]. بحارالأنوار، ج ٣٦، ص ٢٦، ح ٢٣.
[٤]. امالى شيخ مفيد، ص ٢١٣.
[٥]. جامع الأخبار، ص ٥٢، ح ٧.
[٦]. بحارالأنوار، ج ٣٦، ص ٣٥٣.
[٧]. بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ١٨٧.
[٨]. همان، ج ٢، ص ١٢١.
[٩]. اصول كافى، ج ٤، ص ٣٤.