ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - قرآن و حتمى بودن حاكميت صالحان
«هُوَالَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛[١] او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هرچند مشركان خوش نداشته باشند.»
روايات فراوانى در تفسير اين آيه رسيده و در همه آنها تأكيد شده است كه اين آيه در زمان ظهور امام مهدى (ع) تحقّق خواهد يافت. از آن جمله مىتوان به روايت زير اشاره كرد كه از امام صادق (ع) نقل شده است:
«به خدا سوگند تأويل آن هنوز نازل نشده است و تأويل آن نازل نخواهد شد تا اينكه قائم درود خدا بر او باد خروج كند. پس چون قائم درود بر خدا بر او باد خروج كند هيچ كافر به خداى عظيم و هيچ مشرك به امام باقى نماند مگر اينكه خروج او را خوش ندارد، تا اينكه اگر كافر يا مشركى در دل سنگى [مخفى] باشد، آن سنگ [به زبان آمده و] خواهد گفت: اى مؤمن! در شكم من كافرى هست، مرا بشكن و او را به قتل رسان.»
در روايت ديگرى كه از امام على (ع) نقل شده است، آن حضرت پس از خواندن آيه ياد شده مىفرمايد:
«آيا پس از آن [براى مشركان و كافران] چيرگى و غلبهاى هست؟ گفتند: آرى. فرمود: هرگز، سوگند به آنكه جانم در دست اوست تا آنجا كه هيچ آبادى نماند مگر اينكه هر صبح و شام در آن به يگانگى خداوند و پيامبرى محمّد درود خدا بر او و خاندانش باد ندا داده مىشود.»
٢. يكى ديگر از آياتى كه در آن با صراحت و با تأكيد فراوان از حاكميت صالحان بر زمين سخن گفته شده، آيه زير است:
«وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ؛[٢] و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.»
امام باقر (ع) در ذيل آيه ياد شده مىفرمايد: «آن بندگان شايسته] ياران [حضرت] مهدى در آخرالزّمان هستند».
٣. آيه زير يكى ديگر از آياتى است كه ديدگاه قرآن كريم درباره جهان آينده و آينده جهان را به خوبى بيان مىكند:
«وَعَدَاللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ؛[٣] خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛ همانگونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند، جانشين [خود] قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدّل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد، آنانند كه نافرمانند.»
امام سجّاد (ع) در تفسير آيه ياد شده مىفرمايد:
«آنها [به خدا سوگند] شيعيان ما خاندان پيامبر هستند. خداوند اين كار را به دست مردى از ما انجام خواهد داد و اوست مهدى اين امّت و هم اوست كه پيامبر خدا درود خدا بر او و خاندانش باد [دربارهاش] فرمود: چنانچه جز يك روز از دنيا باقى نماند خداوند آن روز را آنقدر طولانى خواهد ساخت تا مردى از عترت من كه نامش نام من است بيايد [زمام امور را به دست بگيرد] زمين را پر از عدل و قسط مىكند همچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.»
از امام صادق (ع) نيز در ذيل اين آيه چنين روايت شده است: « [اين آيه] درباره [حضرت] قائم (ع) و ياران او نازل گشت».
٤. آيه ديگرى كه در ترسيم ديدگاه قرآن در زمينه آينده جهان، مىتوان به آن استناد كرد، اين آيه است:
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ؛[٤] و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث زمين كنيم.»
از امير مؤمنان على (ع) در تفسير اين آيه، چنين روايت شده است:
«ايشان خاندان محمّدند. خداوند مهدى آنها را پس از تلاش [و رنجشان] برمىانگيزد و آنها را عزّت مىدهد و دشمنشان را خوار مىگرداند.»
آن حضرت همچنين در يكى از كلمات قصار خود مىفرمايد:
«دنيا پس از سركشى روى به ما نهد، چون ماده شترِ بدخو كه به بچه خود مهربان بُوَد. سپس اين آيه را خواند: «و مىخواهيم بر آنان كه مردم ناتوانشان شمردهاند منت نهيم و آنان را امامان و وارثان گردانيم».
افزون بر آيات ياد شده، آيات ديگرى در قرآن وجود دارد كه همه آنها به حاكميت دين حق در زمان ظهور امام مهدى (ع) تفسير يا تأويل شدهاند.
پىنوشتها:
[١]. سوره توبه (٩)، آيه ٣٣.
[٢]. سوره انبياء (٢١)، آيه ١٠٥.
[٣]. سوره نور (٢٤)، آيه ٥٥.
[٤]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٥.