ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و بيست و هفتم
٢ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
حقيقت كعبه ولى الله الاعظم است!
٤ ص
(٤)
از ميان خبرها
٨ ص
(٥)
مضروب كردن ناهى از منكر توسط چند بهايى
٨ ص
(٦)
شبكه فساد و فحشاى بهائيت منهدم شد
٨ ص
(٧)
درخواست خاخام اسرائيلى از «الازهر»
٨ ص
(٨)
تظاهرات ميليونى در اسرائيل برگزار مى شود
٨ ص
(٩)
دامن زدن آمريكا به قحطى براى حمله و تسلّط بر شاخ آفريقا
٩ ص
(١٠)
ميراث سازى صهيونيست ها از طريق بازى هاى رايانه اى
٩ ص
(١١)
يهوديان مخفى
١٠ ص
(١٢)
مقدّمه
١٠ ص
(١٣)
1 يهوديان مخفى و تأثير آنان در تحريف مسيحيّت
١٢ ص
(١٤)
مقصود از يهوديان مخفى چيست؟
١٢ ص
(١٥)
1 نقش يهوديان مخفى در تحريف ديانت مسيحيّت
١٣ ص
(١٦)
شناخت پولس يا شائول يهودى
١٤ ص
(١٧)
در نامه ها و پيام هاى او فهميده مى شود؛ به طور مثال
١٦ ص
(١٨)
ارض موعود!
١٨ ص
(١٩)
بازگشت به ارض موعود
٢٠ ص
(٢٠)
مرزهاى سرزمين موعود
٢١ ص
(٢١)
ورود پارانوياى اسرائيل بزرگ به سياست هاى خاورميانه
٢٢ ص
(٢٢)
اسرائيل بزرگ و طرح خاورميانه بزرگ
٢٤ ص
(٢٣)
پروژه دمكراسى و خاورميانه بزرگ
٢٥ ص
(٢٤)
بشارت منجى، بشارت فطرت
٢٦ ص
(٢٥)
اقامه وجه
٢٦ ص
(٢٦)
قرآن و بشارت ظهور موعود
٣٠ ص
(٢٧)
1 پيشينه بحث از موعود قرآن
٣١ ص
(٢٨)
قرآن و حتمى بودن حاكميت صالحان
٣١ ص
(٢٩)
گلستانه
٣٣ ص
(٣٠)
طلوع سبز
٣٣ ص
(٣١)
زمان آمدنت
٣٣ ص
(٣٢)
جهان بى موعود
٣٣ ص
(٣٣)
بشارت محمّد (ص) به ظهور مهدى (عج)
٣٤ ص
(٣٤)
بشارت ظهور در وحى و معراج
٣٦ ص
(٣٥)
بشارت ظهور در اخبار معراجيه در منابع اهل سنّت
٣٨ ص
(٣٦)
فقيه بزرگ حجاز و احاديث مهدوى
٣٩ ص
(٣٧)
بشارت به منجى در آينه كتب
٤٠ ص
(٣٨)
موعودى كه جهان در انتظار اوست
٤٠ ص
(٣٩)
بشارت به منجى موعود
٤١ ص
(٤٠)
او خواهد آمد
٤١ ص
(٤١)
مرحله به مرحله تا بازگشت مسيح
٤٢ ص
(٤٢)
بازگشت حضرت مسيح (ع)
٤٢ ص
(٤٣)
1 ناگهانى بودن
٤٣ ص
(٤٤)
2 عظمت و شكوه
٤٣ ص
(٤٥)
3 تجسُّد
٤٣ ص
(٤٦)
انجيل برنابا
٤٤ ص
(٤٧)
امّا انجيل برنابا چيست؟
٤٤ ص
(٤٨)
معرفى برنابا، صاحب انجيل
٤٦ ص
(٤٩)
آيا انجيل برنابا در حال حاضر موجود است؟
٤٦ ص
(٥٠)
دست يابى به نسخه اى از انجيل برنابا
٤٦ ص
(٥١)
جاثليق آرام كشيشان، رهبر ارامنه جهان و بشارت به ظهور منجى
٤٧ ص
(٥٢)
بشارت ظهور در اديان
٤٨ ص
(٥٣)
روژه گارودى و آينده جهان
٥٤ ص
(٥٤)
اسقف استفان استفانوف رادوف، اسقف اعظم بلغارستان
٥٥ ص
(٥٥)
ظهور ماشيح از ديدگاه يهود
٥٦ ص
(٥٦)
1 پايان بدى و گناه
٥٦ ص
(٥٧)
2 پرستش و ستايش همگانى خدا
٥٦ ص
(٥٨)
3 هم زيستى مسالمت آميز و صلح جهانى
٥٦ ص
(٥٩)
4 رستاخيز مردگان
٥٦ ص
(٦٠)
5 بركت و سعادت رؤيايى، پايان بيمارى و مرگ و مير
٥٨ ص
(٦١)
6 دوره قبل از ماشيح
٥٨ ص
(٦٢)
7 شخصيّت ماشيح، ماشيح، بشر خاكى
٥٨ ص
(٦٣)
8 آمدن ماشيح
٥٨ ص
(٦٤)
9 صفات خاصّ ماشيح
٥٨ ص
(٦٥)
10 تاريخ آمدن ماشيح
٥٩ ص
(٦٦)
11 تسريع كردن آمدن ماشيح
٥٩ ص
(٦٧)
12 انتظار براى ظهور ماشيح
٥٩ ص
(٦٨)
13 اميد و انتظار
٥٩ ص
(٦٩)
14 طلب كردن ماشيح
٥٩ ص
(٧٠)
ضرورت خودشناسى
٦٠ ص
(٧١)
رمز موفّقيت انسان
٦٢ ص
(٧٢)
آثارخودشناسى
٦٢ ص
(٧٣)
كليد خودشناسى
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - شناخت پولس يا شائول يهودى

آن است، به تو گفته خواهد شد.[١]

آنچه بيان شد، اقتباس متنى طولانى از «سِفر اعمال رسولان انجيل» به عنوان مقدّمه‌اى براى بيان مطالب زير بود:

١. پولس و معنى آن: كوچك يا شائول يهودى مى‌باشد و به معنى خواستار است كه در شهر طرسوس از شهرهاى تركيه قديم و تقريباً در سال چهارم ميلادى متولّد شد؛

٢. توسط خاخام يهودى با نام گمالائيل مورد تعليم و تربيت قرار گرفت؛

٣. اين پولس هيچ گونه ملاقاتى با مسيح (ع) نداشته و از شاگردان او نيز نبوده است؛

٤. او نيز همچون يهوديان اورشليم (قدس) دست به آزار و كشتار مسيحيان و حتّى اسير كردن و تسليم نمودن آنان براى اعدام روميان مى‌زد؛

٥. او مسيحيانى را براى مجازات به اورشليم مى‌برده است كه به سبب ايمان به مسيح، داراى ايمانى افزون‌تر از او بوده‌اند؛ زيرا آنها مسيح را تصديق و به او ايمان داشتند؛ امّا او بنا بر اقرار خود، آنها را مورد اذيّت و آزار و شكنجه قرار مى‌داده است؛ با اين حال عيسى (ع) در راه براى او ظاهر گشته است و نه براى آن مسيحيان تا از اين طريق اسباب راحتى آنها را فراهم آورد و آنان را يارى نمايد؛

٦. هنگامى كه او به نور پديدار شده از عيسى ناصرى نگريسته، براى مدّتى او را كور كرده است؛ امّا آنها را با وجود اينكه بر اساس روايت دروغين و ساختگى به نور مى‌نگريسته‌اند، كور نكرده است؛

٧. او صدايى را شنيده است كه افراد همراه او نشنيده‌اند، با اينكه آنها نور را ديده و شاهد آن بوده‌اند؛ امّا دروغ آشكار و واضح او در تناقض آشكار كلام او پديدار مى‌گردد؛ زيرا خود او در «اعمال رسولان» فصل نهم مى‌گويد:

و امّا مردانى كه هم‌سفر من بودند، ساكت ايستاده بودند و به آن صدا گوش مى‌كردند؛ امّا كسى را مشاهده نمى‌كردند.[٢]

او در روايت اوّل مى‌گويد: نمى‌شنيدند و تنها نور را مى‌ديدند؛ امّا در روايت دوم مى‌گويد: مى‌شنيدند، امّا چيزى را نمى‌ديدند. به اين دروغ جعلى و ساختگى توجّه كنيد.

٨. پولس در خلال روايتى كه ذكر مى‌كند: به عقيده‌اى اعتراف و اقرار مى‌نمايد كه مسيح (ع) آن را نياورده است و آن اين است كه پروردگار- بر اساس سخن باطل او- همان عيسى ناصرى است و ادّعا مى‌نمايد كه عيسى او را به پذيرش دين مسيحيّت و فراخواندن مردم به آن دعوت كرده است.[٣]

از آنچه بيان شد، روشن مى‌شود كه پولس قبل از پذيرش مسيحيّت، مرتكب آزار و اذيّت شديدى نسبت به پيروان عيسى (ع) مى‌شده است و همه اينها را بنا بر گفته خود، از روى ايمان و كسب رضايت خداى عزّوجلّ انجام مى‌داده است و البتّه همچون يك يهودى صالح ايمان داشته است كه حقيقت كامل همان است كه او و همتايان يهودى او از آن پيروى مى‌كنند.[٤] پيروان عيسى (ع) در نزد او از گمراهان كافر بوده‌اند؛ امّا پس از پذيرش مسيحيّت به باورهاى كاملًا متناقض با آن، ايمان مى‌آورد و آن اين است كه حقيقت مطلق، همان چيزى است كه مسيحيان از آن پيروى مى‌نمايند و دروغ و پستى، آن چيزى است كه يهود و مشركان دوگانه‌پرست كه ايمان او را نمى‌پذيرند، از آن پيروى مى‌كنند ... و پولس چيزى جز يك لشكر دنيوى براى پيروزى بر يهود و دوگانه‌پرستان و پيروان آنها و حتّى شكنجه و كشتار جمعى آنها، كم نداشت؛ همان‌گونه كه چنين خشمى را عليه كسانى كه انجيل او را نمى‌پذيرفتند نيز اعمال مى‌كرد ...

در نتيجه شائول همچون فردى با حدّاكثر قدرت، متّكى به نفس، جاه طلب، پايدار در اهداف كه هيچ چيز او را از پيمودن راهى كه در پيش گرفته باز نمى‌دارد، باقى مى‌ماند. چنين فردى در ميان مؤلّفان كتاب‌هاى عهد جديد، در هيبت منحصر به فرد است. او از شخصيّتى مهيّج و جذّاب برخوردار است، همان‌گونه كه به لحاظ هوش نيز در سطح بسيار بالايى قرار داشته، از انرژى و قدرت اراده عظيمى سود مى‌برد و از حماسه شكست‌ناپذيرى برخوردار است كه كسى را ياراى متوقّف كردن آن نيست.

دكتر رابرت تسلر مى‌گويد:

امّا آنچه شادى ما را نسبت به او از بين مى‌برد، آن است كه وى به روش بسيار شايع در مسيحيّت به اين صفات اعتراف و اقرار نكرده است و اين موجب كاهش شأن نظرى وى مى‌گردد ... و امّا آنچه ما را از پولس دور نموده و حتّى موجب برچسب زدن ما به او مى‌گردد، كارهايى است كه رقباى معاصر او بالفعل از او مشاهده كرده‌اند، همان‌گونه كه اين واقعيّت از بحث‌هاى داغ موجود