ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - ١ نقش يهوديان مخفى در تحريف ديانت مسيحيّت
مىشوند.
مقصود ما از يهودى مخفى، يهودىاى است كه با وجود ارتباط شديد با دين اصلى خود، يعنى يهوديّت، براى حفظ جان يا از روى نفاق، تظاهر به پذيرش دين ديگرى غير از يهوديّت مىنمايد و ما از اين پس به بحث درباره نقش يهوديان مخفى يا به عبارت ديگر يهوديانى كه بيشترين تأثير را در برافروختن آتش انقلابها و فتنهها و جنگها در دوران جديد داشتهاند و به ويژه به نقش بارز آنها در دو جنگ جهانى اوّل و دوم از طريق سازمانهاى سرّى و مخفى كه به همين منظور تأسيس گرديده است، مىپردازيم.
١. نقش يهوديان مخفى در تحريف ديانت مسيحيّت
بدون شك يهوديان مخفى داراى نقشى مهم و اساسى در تحريف ديانت مسيحيّت در زمان پيدايش و حتّى در دوران جديد بودهاند و نشانه آن را مىتوان در اعلام مجمع واتيكان در سال ١٩٦٣ م. در قرن گذشته مبنى بر تبرئه يهود از خون مسيح (ع) مشاهده نمود. كاردينال آلمانى، بيّا كه اين سند را تسليم پاپ واتيكان نمود، اظهار داشت كه:
اين سند حاصل [مطالعه] يك روز يا يك شب نيست؛ بلكه اين خلاصه و چكيده مطالعات و بررسىهاى فراوان است.
و پاپ بيست و سوم نيز با امضاى اين سند، پرده از آخرين تلاش يهوديّت معاصر و موفّقيت آن در وادار ساختن مسيحيان به دست كشيدن از يكى از مهمترين عقايدشان فرو انداخت. او با اين اقدام، به مخالفت با متون انجيلى برخاسته كه در آن بر نقش اساسى يهود در مصلوب نمودن مسيح- بر اساس اعتقاد آنان- تصريح شده است؛ زيرا در «سفر اعمال رسولان»، پطرس به سه هزار نفر از يهوديان مىگويد:
اين همان عيسى است كه شما او را مصلوب نموديد.[١]
و در انجيل متى كه مورد استشهاد يكى از كشيشهاى طايفه قبطى قرار گرفته، متون انجيلى كه در آن، تصميم يهود را براى مصلوب كردن مسيح و نيز رهايى و به آسمان رفتن وى را انكار مىنمايد، ذكر كرده و به عنوان دليل، اين سخن يهوديان را نقل مىنمايد:
مسئوليّت خون او به عهده ما و فرزندان ماست.[٢]
تاريخنگار يهودى، جوزفس ولايس (٢٧- ٩٧ م.) مىگويد:
در آن هنگام مردى حكيم زندگى مىكرد كه نام او عيسى بود و به رفتار پسنديده و تقوا مشهود بود ... تا جايى كه مىگويد او مسيحيّت است كه رهبران و بزرگان امّت ما (يعنى يهود) از او شكايت داشته و پيلاطس بيزانسى او را براى مصلوب شدن تسليم كرد.[٣]
اين مورّخ يهودى كه در اوايل قرن اوّل ميلادى مىزيست، از ديانت مسيحيّت پيروى نمىكرد و بر دين يهود از دنيا رفت. يك يهودى مصرى به نام شاهن ماكاريوس در مورد او مىگويد:
او از ديانت مسيحيّت پيروى نمىكرد و پدر وى در بالاترين مناصب كاهنى بود. او بر مذهب فريسىها تربيت شد و مسيحيان را همچون دشمنان و حسودان نسبت به خود به حساب مىآورد.[٤]
جوزفس ولايس از بارزترين مورّخانى به حساب مىآيد كه به اين متن به عنوان دليلى بر مصلوب شدن مسيح تأكيد مىنمايند؛ امّا بسيارى از مسيحيان با اين متن و تأكيد آن مخالفت مىورزند؛ براى مثال پل ماير، استاد تاريخ قديم كرسى «راسل سيبرت» در دانشگاه «ميشيگان غربى»، پس از آنكه سخن جوزفس را كه مسيحيان او را منحرف مىدانند، به چالش مىكشد، مىگويد:
با وجود اينكه اين متن به صورت حرفى در دستنوشتههاى جوزفس كه به اوايل قرن سوم باز مىگردد، ذكر شده است، مورّخ كنيسهاى، يوسوبيوس همراه با دانشمندان ديگر، در صحّت حملات به مسيحيّت در متن، ترديد كردهاند؛ زيرا جوزفس، عيسى را همان مسيحى كه پس از مرگ از قبر برخاست، نمىدانست و الّا يهودى و غير مسيحى باقى نمىماند.[٥]
ما با استدلال نسبت به همين متون از سخنان و نوشتههاى خود مسيحيان، صحّت تحريفات آنها را اثبات مىنماييم؛ امّا به عنوان مسلمان به سخن خداى تعالى در مورد مسيح (ع) و يهود ايمان داريم، آنگاه كه مىفرمايد:
«فَبِمانَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا وَ بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ