ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - جانشينان دوازده گانه
خليفة؛
١٦. لايزال هذا الأمر عزيزاً إلى اثنا عشر خليفة؛
١٧. لايزال هذا الدّين ظاهراً حتّى تقوم السّاعة و يكون عليهم اثناعشر خليفة؛
١٨. لايزال هذا الدّين ظاهراً على من ناواه ... حتّى يمضى من امّتى اثناعشر اميراً كلّهم من قريش؛
١٩. لايزال هذا الدّين عزيزاً منيعاً الى اثناعشر خليفة؛
٢٠. لايزال هذا الدّين قائماً الى اثناعشر من قريش ...؛
٢١. لايزال هذا الدّين قائماً حتّى يكون عليكم اثناعشر خليفة كلهم مجتمع عليه الأمّة؛
٢٢. يكون بعده اثناعشر خليفة بعدد نقباء بنىاسرائيل؛
٢٣. يكون بعده من الخلفاء اثناعشر عدد نقباء بنىاسرائيل؛
٢٤. يكون بعدى اثناعشر اميراً؛
٢٥. يكون بعدى من الخلفاء عدّة اصحاب موسى؛[١]
٢٦. يكون خلفى اثناعشر خليفة؛
٢٧. يكون لهذه الأمّة اثناعشر قيّماً لا يضرّهم من خذلهم كلّهم من قريش؛
٢٨. يملك من ولدى اثناعشر خليفة؛[٢]
٢٩. يملك هذه الأمّة اثناعشر خليفة كعدد نقباء بنىاسرائيل؛
٣٠. يملك هذه الأمّة من خليفة اثناعشر عدّة، كعدّة نقباء بنىاسرائيل؛[٣]
و ديگر عبارات و تعبيراتى از اين قبيل كه مجموعاً از هشت نفر از صحابه و اكثراً از سمرة بن جندب روايت شده و تنها در ملحقات «احقاق الحق» با بيش از چهل سند مختلف و از بيش از يكصد مصدر حديثى، تاريخى و كلامى نقل گرديده است.[٤]
به طور خلاصه طبق اين احاديث، پيامبر اسلام (ص) با تعبيرات گوناگون، موضوع خلافت، زمامدارى و رهبرى دوازده نفر بعد از خود را- با قيود مختلفى همانند: «كلّهم من قريش، كلّهم من بنىهاشم، كلّهم يعمل بالهدى و دين الحق، من اهل بيتى، من ولدى» و امثال آن- در طول بعد از وفات خود تا پايان عمر دنيا بشارت داده و پيشگويى فرموده و با توجّه به نقل در حدّ تواتر آن از ناحيه اهل تسنّن و بحث و گفتوگوى مراجع حديثى و كلامى آنها درباره مصاديق اثناعشر، شكّى نيست كه آنها در اصل، عقيده به خلاصه شدن مقام رهبرى و زعامت و خلافت و امامت يا هر تعبيرى از اين قبيل در عدد دوازده با شيعه همساز و همآهنگ بوده و هستند و عقيده به خلفاى اثناعشر و ائمه دوازدهگانه از مختصّات شيعه نيست؛
ليكن در اينكه مقصود و مصداق اين دوازده نفر چه كسانى بوده و هستند؟ و شرايط مربوط به چنين مسئوليت خطير و سرنوشتسازى چيست؟ طبق مدارك شيعه و سنّى، بين نظريه اين دو فرقه، تفاوت از زمين تا آسمان است.
امّا آنچه كه احاديث را به طور صريح و مسلّم بيانگر آنند، بدين قرار است:
١. تعداد خلفا و امامان راستين و دستاندركاران اصلى و درجه اوّل بعد از پيامبر اكرم (ص) منحصر به دوازده نفر است، نه كم و نه زياد؛
٢. به موجب تعداد پنج متن از حدود سى متن مختلف همه اين دوازده نفر از قريشند و به حسب روايات دوم، ششم و بيست و هفتم اين عدّه فقط از تيره و شاخه بنىهاشم و از خاندان رسالت خواهند بود، نه از ديگر تيرهها و قبايل قريش.
پىنوشتها:
[١]. فردوس ديلمى، به نقل از عبقات الانوار، بخش حديث ثقلين، ج ٣، ص ٢٤٦ فارسى و ج ٢، ص ٣٦٠ عربى.
[٢]. مودّة القربى، همدانى، موده دهم؛ ينابيع المودّة، باب ٥٦، ص ٣٠٨ و باب ٧٧، ص ٥٣٣.
[٣]. مسند كبير مسدد در گذشته (٢٢٨ ق.) به نقل از فتح البارى عسقلانى، ج ١٣، ص ١٨٢؛ مطالب العالّيه ابن حجر عسقلانى، ج ٤، ص ٣٤٢؛ نهايه ابن كثير، ج ٦، ص ٢٤٨؛ صواعق المحرّقه، ابن حجر هيثمى، ص ١٢، سطر ٢٠.
[٤]. نهايه ابن كثير، ج ٦، ص ٢٤٨، كنز العمال.
[٥]. فرائد السّمطين، ج ٢، ص ٣٢٩، تحت شماره ٥٧٩ با ذكر سند از ابن عبّاس.
[٦]. اين روايت را با ديگر روايات مشابه كه تحت شمارههاى ١، ٣، ٧، ٢٢، ٢٣، ٢٥، ٢٩ به نظر رسيد مصادر فراوانى از ابن مسعود روايت كردهاند كه اسامى تعدادى از آنها بدين قرار است: مسند احمد بن حنبل، ج ١، صص ٣٩٨ و ٤٠٦؛ مسند بزار، به نقل از فتح البارى؛ مجمع الزوائد؛ تاريخ الخلفاء سيوطى و غيره.
[٧]. احقاق و ملحقات آن، ج ٢، صص ٣٥٢- ٣٥٤، ج ١٣، صص ١- ٤٩ و ج ١٩، صص ٦٢٨- ٦٣٢، نيز مراجعه شود به عمده ابن بطريق، صص ٤١٦- ٤٢٢ و معالم المدرستين، ج ١، صص ٣٣٣- ٣٤١.