ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - چشم در راه
چشم در راه
انتظار؛ فُرصتى براى ظهور
ابوالقاسم حسينجانى
زندگى همين فُرصتهاىِ رو به راهىست، كه گاهى داريم.
مديريتِ زندگى، مديريتِ فُرصتهاست؛
و «انتظار»، مديريتِ برنامه ريزى شده و برآيندِ همين فُرصتهاى در هم آميخته.
فُرصت، زمانِ مُديريت شده آدمىست.
زمانهاىِ معمولى، فرصت نيست. زمانهاىِ برنامهريزى نشده، فرصت نيست. زمانهاى فلّهاى، فُرصت نيست. ساعتها وروزهاىِ بارى به هر جهت، فُرصت نيست.
تنها آن مقدارى از زمانِ هر كس و هر جامعهيى، «فُرصتِ» او تلّقى مىشود-
كه مديريت شده، برنامهريزى شده، و بستهبندى شده باشد!
و گر نه، زمانهاى فلّهاى، براى همه يكسان ست.
زمانِ فلّهاى، همان «زمان بيرونىِ» شماست؛ كه نسبت به هيچ «شىء» يى، فرقى ندارد.
اين تنها «زمانِ درونىِ» انسان است، كه مىتواند منشأ «فُرصت سازى» و «فُرصت آفرينىِ» انسان بشود.
انتظار، از جنسِ زمان ست.
«انتظار»، در بسترِ «مهندسىِ زمان»، دست به زمينه آفرينىِ «ظهور» زدن است.
آن كه «زمان» را نمىشناسد، هيچ گاه، نسبت و معادله درخورى را با «انتظار»- و در نتيجه، فُرصتِ فراخورى را، با «ظهور»- نمىتواند فراهم آورد.
خداوند، مهارِ «زمان» و «زمين» را، به دستِ «انسان» داده است؛
و «مهارت»،
يعنى اينكه «مهارِ» پديدهها و اشيا و ابزارِ هستى را دردست بگيريم؛ و «ماهرانه»، در راستاىِ خوشبختى و خوشكامى و بالندگىِ انسانى/ الاهىِ خويش، همه آنان را به كار ببريم.
والاترين هنر انتظار، هنر فُرصت آفرينى است.
«حكايتِ» آن كس كه همهاش «شكايت» مىكند، حكايتِ آن ورشكسته مفلوكىست كه هيچ وقت رنگِ راحتى را نمىتواند ديد ...
«تصميم»، با شماست: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
[سوره محمّد/ آيه ٧]
اگر كه يارى خدا را در پيش گيريد،
يارى او- نيز- دربرتان خواهد گرفت و، گامهايى ماندگار خواهيد يافت.
انتظار، از جنسِ اقدام است؛
نمىشود در جادّه جدّىِ انتظار گام نزد، امّا به ظهور رسيد!
روزمرّگى، مرگِ فُرصتهاست؛
و «انتظار»، كاربُردىترين راه مُشتاقانه، براى تجديدِ حيات و تمديد فُرصتها ...