آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٨٨ - مسلك دوم در توصيف حال جنگ و آنچه نزديك بحال جنگ بود
گريههاى فراوانى در پيش دارند.
راوى گفت: نامهاى از عبيد اللَّه بن زياد به عمر بن سعد رسيد كه دستور داده بود: هر چه زودتر جنگ را شروع كند و تأخير و مسامحه نكند با رسيدن اين نامه لشكر كوفه سوار شد و بطرف حسين حركت نمود شمر بن ذى الجوشن (خدا لعنتش كند) آمد و صدا زد خواهرزادههاى من: عبد اللَّه و جعفر و عبّاس و عثمان كجايند؟ حسين ٧ فرمود جوابش را بدهيد هر چند فاسق است كه يكى از دائىهاى شما است گفتندش چكار دارى؟ گفت خواهرزادگان من شماها در امانيد خودتان را بخاطر برادرتان حسين بكشتن ندهيد و از امير المؤمنين يزيد فرمانبردار باشيد.
راوى گفت: عبّاس بن على صدا زد هر دو دستت مباد و لعنت بر آن امانى كه براى ما آوردهاى اى دشمن خدا بما پيشنهاد ميكنى: از برادر و آقاى خود حسين بن فاطمه دست برداريم و سر بفرمان ملعونان و ملعونزادگان فرود بياوريم؟