آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٨٣ - مسلك اول در بيان امورى است كه پيش از جنگ روى داد،
فرمود: خواهرم امّ كلثوم و تو اى زينب و تو اى فاطمه و تو اى رباب توجّه كنيد!، من كه كشته شدم گريبان چاك مزنيد و صورت بناخن مخراشيد و سخنان بيهوده بر زبان مياوريد.
و بروايت ديگر، زينب كه در گوشهاى با زنان و دختران حرم نشسته بود همين كه مضمون آيات را شنيد سر برهنه و دامن كشان بيرون شد و همى آمد تا نزد برادر رسيد و گفت: آه چه مصيبتى! اى كاش مرگ باين زندگى من پايان ميداد امروز احساس ميكنم كه مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن را از دست دادهام اى يادگار گذشتگان و پناه بازماندگان، حسين نگاهى بخواهر كرد و فرمود: خواهرم دامن شكيبائى را شيطان از دستت نگيرد گفت: پدر و مادرم بقربانت، راستى بهمين زودى كشته ميشوى؟ اى من بفدايت، گريه راه گلوى حسين را گرفت و چشمها پر از اشك شد و سپس فرمود: اگر مرغ قطارا بحال خود ميگذاشتند در آشيانه خود ميخوابيد زينب گفت: وا ويلا، تو بظلم و ستم كشته ميشوى؟
اين زخم بر دل زينب عميقتر و تحمّلش سختتر است اين بگفت و دست