آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٩ - مسلك اول در بيان امورى است كه پيش از جنگ روى داد،
تو بمنزله ستون فقرات ما و سر آمد افتخارات ما هستى، در مركز دايره و شرافت و بزرگوارى فرود آمده و از همه ما پيشى گرفتهاى، گفت: منظور از اينكه شما را جمع كردهام اين است: كه ميخواهم در كارى با شما مشورت كنم و از شما در پيشرفت كار كمك بگيرم، گفتند: بخدا قسم، كه ما خير انديش تو هستيم و سعى خواهيم كرد كه آنچه بنظر ما صواب ميرسد در اختيار تو بگذاريم، پيش نهاد خود را بكن تا گوش كنيم.
گفت: معويه مرده است و بخدا كه مردن و از دست رفتنش بسيار بىاهمّيّت است كه در خانه ظلم با مرگ او شكسته شد و پايههاى ستم متزلزل گرديد، از جنايات او بيعتى بود كه از مردم گرفت، و بگمان خود عقد آن را استوار كرد، ولى هرگز بمقصود خود نرسيد، بخدا قسم كه كوششاش بىنتيجه ماند و از مشورت، رسوائى ديد، فرزند خود، يزيد شراب خوار و سرآمد تبهكاران را بجاى خود بنشاند كه اينك مدّعى خلافت بر مسلمين است و بر آنان حكومت ميكند بدون اينكه مسلمانان بحكومت او راضى باشند، اين پسر با بردبارى كوتاه و دانش اندكى كه دارد يك قدم در راه حق نميتواند بردارد، بخداوند سوگند ياد ميكنم