آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٧ - مسلك دوم در توصيف حال جنگ و آنچه نزديك بحال جنگ بود
و آستين بالا زده و حربهاى در دست دارد و فرشتهاى در مقابل حضرت ايستاده و شمشيرى از آتش بدست او است و نه نفر رفيقان مرا كشت و بهر يك كه شمشير ميزد سرا پايشان را شعله آتش فرا ميگرفت نزديك حضرت رفتم و در محضرش بزانو در آمدم و گفتم: سلام بر تو اى رسول خدا، حضرت جواب سلام مرا نداد و مدّتى گذشت سپس سر برداشت و فرمود: اى دشمن خدا احترام مرا از ميان بردى و خاندان مرا كشتى و حق مرا ملاحظه نكردى و كردى آنچه كردى، عرض كردم بخدا يا رسول اللَّه نه شمشيرى زدم و نه نيزهاى بكار بردم و نه تيرى پرتاب نمودم فرمود: راست ميگوئى ولى بر سياهى لشكرشان افزودى نزديك بيا، نزديك رفتم. طشتى پر خون در مقابل حضرت بود مرا فرمود: اين خون فرزندم حسين است پس از همان خون بر چشم من كشيد و من از خواب بيدار شدم و تا امروز هيچ نمىبينم.
و از امام صادق روايت شده است: كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: