آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٣ - مسلك دوم در توصيف حال جنگ و آنچه نزديك بحال جنگ بود
مهاجرين اوس او را گفت: بخدا قسم كه من در كار تو در ماندهام چه اگر از من پرسش مىشد دلاورترين افراد اهل كوفه كيست؟ من جز تو نامى از ديگرى نميبردم اين چه حالتى است كه در تو مىبينم؟ گفت: بخدا كه خود را بر سر دو راهى بهشت و دوزخ مىبينم و بخدا قسم بجز راه بهشت نخواهم رفت هر چند پاره پاره شوم و پيكرم بآتش بسوزد اين بگفت و ركاب بر اسب زد و متوجّه بسوى حسين گرديد در حالى كه دست بر سر خود گذاشته و عرض ميكرد: بار الها بسوى تو بازگشتم توبهام را بپذير كه من دلهاى دوستان تو و فرزندان دختر پيغمبر تو را لرزاندم پس بآن حضرت عرض كرد: فدايت شوم من همانم كه بهمراه تو بودم و نگذاشتم تو باز گردى و كار را بر تو تنگ گرفتم ولى گمان نمىبردم كه اين مردم كار را با تو تا باين حدّ خواهند رساند و من اكنون بسوى خدا بازگشتهام آيا توبه مرا پذيرفته مىبينى؟ حسين ٧ فرمود: آرى خداوند توبه تو را مىپذيرد از اسب پياده بشو، عرض كرد: حالى سواره بودنم بهتر است تا