آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٩٨ - مسلك دوم در توصيف حال جنگ و آنچه نزديك بحال جنگ بود
غاصب لقمهاى گوارا هان كه اين زنازاده فرزند زنازاده مرا بر سر دوراهى نگهداشته است راهى بسوى مرگ و راهى بسوى ذلّت هرگز مباد كه ما ذلّت را بر مرگ اختيار كنيم خدا و پيغمبرش و مردم با ايمان و دامنهاى پاك و پاكيزه كه ما را پروريده و مردمى كه زير بار ستم نروند و افرادى كه تن بذلّت ندهند (همه و همه) بما اجازه نميدهند كه فرمانبرى لئيمان را بر كشته شدن شرافتمندانه برگزينيم هان كه من با اين افراد فاميلم با اينكه كماند و اندك و ياورى ندارم با شما خواهم جنگيد سپس حضرت سخنش را با شعار فروة بن مسيك مرادى پيوست بدين مضمون:
|
غالب ار گرديم هستيم از قديم |
ور كه مغلوبيم مغلوبان نئيم |
|
|
زانكه حق با ما و حق باقى بود |
باطل ار پيروز شد فانى بود |
|
|
نيست در ما ترس ليك اين نوبتى است |
كه ز ما مرگ و ز آنان دولتى است |
|
|
مرگ اشتر وار سينه برگرفت |
تا ز قومى، ديگرى در بر گرفت |
|
|
مرگ فانى كرد از من سروران |
هم چنان كو كرده از پيشينيان |
|
|
گر كريمان و شهان را بد بقا |
هم ببودى آن بقا از آن ما |
|