آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٩٤ - مسلك دوم در توصيف حال جنگ و آنچه نزديك بحال جنگ بود
خدا بر تو باد تو از قيد بيعت من رهائى، نسبت به آزادى فرزندت اقدام كن، عرض كرد درندگان مرا زنده زنده بخورند اگر از تو جدا شوم فرمود پس اين لباسها (بردها) را بفرزندت بده تا در آزادى برادرش از اين جامهها استفاده نمايد و آنها را فديه برادر كند سپس پنج قطعه لباس بارزش هزار دينار بمحمّد بن بشر عطا فرمود.
راوى گفت: آن شب: (شب عاشورا) حسين و يارانش تا صبح ناله ميكردند و مناجات مينمودند و زمزمه نالهشان همچون آواى بال زنبور عسل شنيده ميشد پارهاى در ركوع و بعضى در سجده و جمعى ايستاده و عدّهاى نشسته مشغول عبادت بودند آن شب سى و دو نفر از سربازان عمر سعد كه گزارشان بخيمههاى حسين افتاد (بآن حضرت ملحق شدند) آرى رفتار حسين ٧ اين چنين بود: نماز بسيار ميخواند و داراى صفات كامله بود.
ابن عبد ربّه در جزء چهارم از كتاب العقد گويد: بعلىّ بن الحسين عرض شد چرا پدر تو اولاد كمتر داشت؟ فرمود همين قدر كه داشت