آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٥٢ - مسلك اول در بيان امورى است كه پيش از جنگ روى داد،
بياوريم همين كه آورديم استخوانهاى صورتش را شكستى و ريشش را پر خون نمودى و پندارى كه او را توانى كشت؟ ابن زياد خشمناك شد و گفت تو اينجائى؟ سپس دستور داد آنقدر او را زدند كه از زبان افتاد و بزنجيرش كشيده در گوشهاى از كاخ زندانش نمودند، گفت: انّا للَّه و انّا اليه راجعون اى هانى خبر مرگ خودم را بتو ميدهم.
راوى گفت: به عمرو بن حجّاج خبر رسيد كه هانى كشته شد و رويحة دختر عمرو همسر هانى بن عروة بود، عمرو با تمام افراد قبيله خود مذحج حركت كرده و اطراف كاخ ابن زياد را محاصره كرد و فرياد كشيد من عمرو بن حجّاجم و اينان سواران و بزرگان مذحجاند نه از اطاعت حكومت وقت سرپيچى كردهايم و نه از اجتماع مسلمانان فاصله گرفتهايم بما خبر رسيده كه دوست ما هانى كشته شده است عبيد اللَّه دانست كه قبيله مذحج، كاخ را محاصره نموده و سخنرانى ميكنند بشريح دستور داد تا بنزد هانى برود و سلامتى او را كه بچشم خود مشاهده نموده بمردم ابلاغ نمايد