آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٤٥ - مسلك اول در بيان امورى است كه پيش از جنگ روى داد،
حركت كرد، چون نزديك كوفه رسيد از مركب فرود آمده و صبر كرد تا شب فرا رسيد، و شبانه داخل كوفه گرديد، مردم كوفه چنين گمان كردند كه حسين ٧ تشريف آورده، لذا از مقدمش خوشحال شده و اطرافش را گرفتند و همين كه شناختند ابن زياد است از گردش پراكنده شدند، ابن زياد بكاخ فرماندارى رفت و تا صبح آنجا بود صبح، بيرون آمده بر منبر رفت و خطبه خواند و از سر پيچى از فرمان حكومت وقت آنان را ترساند و وعدههاى نيكى بفرمانبردارى داد.
مسلم بن عقيل كه خبر آمدن ابن زياد را شنيد از اينكه محلّش مشخّص بود بر جان خود بيمناك شد لذا از خانه مختار بيرون آمده و قصد خانه هانى بن عروة را نمود، هانى او را در خانه خود منزل داد و شيعهها بنزدش رفت و آمد ميكردند، ابن زياد كارآگاههائى بر مسلم گماشته بود و دانست كه او در خانه هانى است، محمّد بن اشعث و اسماء بن خارجه و عمرو بن حجّاج را بحضور طلبيد و گفت: چرا هانى بديدن ما