آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠٠
همه جادهها و پيادهروها را گرفتهاند از اسب پياده شدم و از روى دوش مردم خود را بدر خيمهاى كه علىّ بن الحسين در ميانش بود رساندم حضرت بيرون آمد و دستمالى بدست داشت كه اشك ديدهگانش را با آن پاك ميكرد و خادمى كرسى بدست دنبال حضرت بود كرسى را بزمين گذاشت حضرت بر آن كرسى نشست و بىاختيار گريه ميكرد صداى مردم بگريه بلند شد و زنان و كنيزان ناله زدند مردم از هر طرف بحضرت تسليت عرض ميكردند آن قطعه از زمين يك پارچه گريه شد حضرت با دست اشاره كرد كه ساكت شويد مردم از جوش و خروش افتادند حضرت فرمود:
سپاس خداى را كه پروردگار عالميان است و مالك جزا، آفريننده همه آفرينش، خدائى كه از ديدگاه عقول مردم آنقدر دور است كه مقام رفيعش آسمانهاى بلند را فراگرفته و بآفريدگانش آنقدر نزديك است كه آهستهترين صدا را ميشنود خداى را سپاسگزاريم بر كارهاى بزرگ و پيش آمدهاى ناگوار روزگار و درد اين ناگوارىها و سوزش زخم زبانها