آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٥
عين حال ارزشات از نظر من ناچيز و سرزنشت بزرگ و ملامتت بسيار است چه كنم كه چشمها پر اشك و سينهها سوزان است هان كه شگفت آور است و بسى مايه شگفتى است كه افراد نجيب حزب خدا در جنگ با احزاب شيطان كه بردهگان آزاد شده بودند كشته شوند و اين دستها است كه خون ما از آنها ميچكد و اين دهنها است كه از گوشت ما پر آب شده و اين پيكرهاى پاك و پاكيزه كه پى در پى خوراك گرگهاى درنده گشته و در زير چنگال بچّه كفتارها بخاك آلوده شده است و اگر امروز ما را براى خود غنيمتى مىپندارى بهمين زودى خواهى ديد كه مايه زيانت بودهايم و آن هنگامى است كه هر چه از پيش فرستادهاى خواهى ديد و پروردگار تو بر بندگان ستم روا نميدارد من شكايت بنزد خدا برم و توكّلم باو است هر نيرنگى كه خواهى بزن و هر اقدامى كه توانى بكن و هر كوششى كه دارى دريغ مدار كه بخدا قسم كه نه نام ما را توانى محو كردن و نه نور وحى ما را خاموش كردن و به ما نخواهى رسيد و اين ننگ از دامن تو شسته نخواهد گشت مگر نه اين است كه رأى تو دروغ است و روزهاى قدرتت انگشت شما رو