آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٣
شب همه جا را فرا گرفت صداى رعدى شنيدم و برقى درخشيد، ديدم كه درهاى آسمان گشوده شد و آدم و نوح و ابراهيم و اسماعيل و اسحق و پيغمبر ما محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و عليهم اجمعين فرود آمدند و جبرئيل و جمعى از فرشتگان نيز بهمراهشان بودند جبرئيل بنزديك صندوق آمد و سر را بيرون آورد و بر سينه گرفت و بوسيدش سپس پيغمبران همگى چنين كردند رسول خدا بر بالين سر بريده گريه كرد و پيغمبران حضرتش را تسليت عرض نمودند جبرئيل بآن حضرت عرض كرد اى محمّد، خداى تبارك و تعالى بمن دستور فرموده است كه شما هر امرى در باره امّت بفرمائيد من اجرا كنم اگر دستور ميفرمائيد تا زمين را بلرزش در آورم و زير و رويش كنم چنانچه بقوم لوط نمودم رسول خدا فرمود: نه اى جبرئيل آنان را با من بروز قيامت در پيشگاه الهى موقفى است پس فرشتگان بسوى ما آمدند تا ما را بكشند من گفتم يا رسول اللَّه امان، امان، فرمود: برو كه خدايت نيامرزد.
و در تذييل محمّد بن نجّار كه شيخ المحدّثين بغداد بود ديدم كه در