آهی سوزان بر مزار شهیدان (ترجمه اللهوف) - سید بن طاووس - الصفحة ١١٧ - مسلك دوم در توصيف حال جنگ و آنچه نزديك بحال جنگ بود
فرزند خردسال مرا بدست من بده تا براى آخرين بار او را به بينم كودك را بر وى دست گرفت و همين كه خواست كودكش را ببوسد حرملة بن كاهل اسدى تيرى پر تابش نمود كه بگلوى كودك رسيد و گوش تا گوش او را بريد حسين ٧ بزينب فرمود: بگير كودك را سپس هر دو كف دست را بزير خون گلوى كودك گرفت و چون كفهايش پر از خون شد خون را بسوى آسمان پرتاب نمود سپس فرمود: آنچه مصيبت وارده را بر من آسان ميكند اين است كه خداوند مىبيند، امام باقر ٧ فرمود: از آن خون يك قطره بر وى زمين نيفتاد: راوى گفت: تشنگى حسين بنهايت سختى رسيد پس بر فراز سدّ آب بر آمد تا داخل فرات شود و برادرش عبّاس نيز پيشاپيش آن حضرت بود سربازان ابن سعد جلوگيرى نمودند و مردى از قبيله دارم تيرى بسوى حسين پرتاب نمود تير بزير چانه آن حضرت جاى گرفت حسين تير را بيرون كشيد و هر دو دست بزير خون گرفت تا كفهايش پر خون شد