تحفة الأحباب (شرح فارسی بر تشريح الافلاك شیخ بهائی) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦ - نمايش شعاع آفتاب
شرح
قوله: بين فى الاجرام: مقصود از «اجرام» علم اجرام است و آن علمى بوده كه بواسطه آن تقدير و اندازه اجرام دانسته مىشود.
قوله: فالمستضيئ اكثر من نصفها: يعنى نصف زمين چه آنكه در محلّش مقرّر است كه جسم كوچك مظلم وقتى در مقابل جرم بزرگتر نورانى قرار مىگيرد و هردو بصورت كره باشند بيش از نصف جرم كوچك روشن مىگردد.
قوله: و ظلّها مخروط يلازم رأسه: ضمير در «ظلّها» به ارض و در «رأسه» به مخروط عود مىكند.
قوله: و ينتهى فى فلك الزّهرة: ضمير فاعلى در «ينتهى» به مخروط عائد است.
قوله: من شرقى الافق: مقصود از «شرقى افق» نصف شرقى دائره افق است.
قوله: الى غربية: يعنى نصف غربى افق.
قوله: و لا يزال كذلك: يعنى پيوسته در نصف غربى هست.
قوله: المحيط به: ضمير در «به» به مخروط عائد است.
[نمايش شعاع آفتاب]
متن: و اوّل ما يرى منه هو الاقرب الى موضع النّاظر و هو موقع خطّ يخرج من بصره فى سطح سمّيته بمركز الشّمس عمودا على الخطّ المماسّ للشّمس و الارض الّذى هو فى سطح الفصل المشترك و بين الشّعاع و الظّلّ فيرى الضّوء مرتفعا عن الافق مستطيلا و ما بينه و بين الافق مظلما و هو الصّبح الكاذب و هذه صورته.
ترجمه: و اوّل مقدارى كه از شعاع ديده مىشود بموضع ناظر و مكان بيننده نزديكتر است و آن محلّ وقوع خطّ و برخورد نمودن شعاعى است كه از چشم ناظر خارج و بآن موضع كه در سطحى است بنام مركز شمس بر خطّى كه مماسّ با خورشيد و زمين است بطور عمود فرود مىآيد و از خواصّ آن (يعنى اوّل مقدار) اينستكه در سطح فصل مشترك و بين شعاع و سايه قرار دارد و لذا نور خورشيد از افق مرتفع و بطور مستطيل همچون خطى ديده مىشود و مابين اين خطّ و افق تاريك است و بآن صبح كاذب گويند، چنانچه در شكل ديده مىشود. شكل (٢٨).