تحفة الأحباب (شرح فارسی بر تشريح الافلاك شیخ بهائی) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١ - شرح
٤- آنكه عرض آن بقدر تمام ميل كلّى باشد.
در اين بقاع اعلى ارتفاع شمس و غايت برآمدنش بمقدار ضعف و دو برابر ميل كلّى است و قطب منطقة البروج در يك دور تمام يكبار مسامت با رؤس اهل آن صوب گشته در نتيجه دائره فلك البروج بر افق ايشان منطبق مىشود و سپس نصف منطقة البروج از افق بواسطه ميل قطبش از قطب افق مرتفع شده و دفعتا بالا مىآيد قهرا نصف ديگرش پائين مىرود و سپس نصفى كه غروب نموده و پائين رفته بود طلوع كرده و نصفى كه طالع بوده و بالا آمده بتدريج غروب مىنمايد و كمكم روز رو بازدياد گذاشته تا دوره مساوى شود يعنى روز اطول بمقدار مجموع روز و شب كه ٢٤ ساعت است گردد و شب نيز رو بتزايد گذاشته تا آن نيز بمقدار ٢٤ ساعت بشود و باين قسم «قسم چهارم» ربع معمور بانتهاء مىرسد.
شرح
قوله: و فصولهم ثمانية: يعنى اين بقاع فصولشان هشت تا است، دو تابستان و دو زمستان و دو بهار و دو پائيز.
وقت تابستان زمانى است كه آفتاب بدو نقطه اعتدال برسد و زمان زمستان وقتى است كه آفتاب به دو نقطه انقلاب رسيده باشد و اوان بهار موقعى است كه آفتاب باواسط برج اسد و دلو رسيده باشد چنانچه وقت پائيز زمانى است كه آفتاب باواسط برج ثور و عقرب آمده باشد.
قوله: فان نقص عرضهم عن الميل الكلّى: عرض عبارتست از فاصله بقعه تا دائره معدّل النّهار.
و مقصود از «ميل كلّى» نهايت ارتفاع شمس از دائره معدّل است كه برصد الغبيكى عبارتست از «٢٣» درجه و «٣٠» دقيقه و «١٧» ثانيه چنانچه شرحش گذشت.
قوله: و ان زاد عليه و نقص من تمامه: ضمير فاعلى در «زاد» به عرض و ضمير مجرورى در «عليه» به ميل كلّى راجع بوده و مقصود از تمام ميل كلّى مقدار فاصله بين معدّل النّهار تا قطب فلك البروج از تحت ارض مىباشد كه طبق گفته چغمينى