تحفة الأحباب (شرح فارسی بر تشريح الافلاك شیخ بهائی) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨ - مبحث تعديلات - تعديل شمس
بنظر مىآيد، كه براى كواكب حالت رجوع عارض شده است.
شرح
قوله: و حركة اعلى تدوير القمر الى المغرب الخ: حاصل مقصود آنستكه چون كلّيّه تداوير از افلاك شامله نبوده و ارض را در خود همچون افلاك ديگر نگرفتهاند، لاجرم اگر اعلاى آنها بر توالى يعنى از مغرب بمشرق حركت كند اسفل بر خلاف توالى حركت نموده و از مشرق بمغرب است و در اين قسم از حركات، حركت اعلا را اعتبار مىنمايند.
قوله: و المتحيّرة بالعكس: مقصود از «متحيّره» سيّارات پنجگانه است يعنى:
عطارد، زهره، مشترى، مرّيخ و زحل.
قوله: فيعرض له الاستقامة و الاقامة الخ: كواكب متحيّره باعتبار ملاحظه حركت مركزشان با مركز تداويرشان از نظر ديد و رؤيت ما داراى سه حالت مىباشند.
١- استقامت: و آن اينستكه حركت مركزشان با مركز تداوير موافق باشد، يعنى از مغرب بمشرق و بطور سريع صورت گيرد در اين موقع كوكب را مستقيم گويند.
٢- اقامه: و آن اينستكه حركت مركز اين كواكب با مركز تداوير مكافئ و مقابل قرار گرفته بطورى كه چنين ديده شود كه كواكب در يك مكان ايستاده در اينموقع كوكب را مقيم گويند.
٣- رجوع: و آن اينستكه حركت مركز كوكب سريعتر از مركز تدوير بوده و بعبارت ديگر حركت كوكب بر خلاف توالى بعد از اينكه حركتش بر توالى بوده است بنام رجوع معروف مىباشد و كوكب را در اينموقع راجع خوانند.
[مبحث تعديلات- تعديل شمس]
متن: و للسّبع تعديلات يوجبها حركات الخوارج و التّداوير، و اقلّها تعديل الشّمس فنقتصر عليه فى هذا المختصر.
و هو قوس من ممثّلها بين طرفى الخطّ التّقويمى و هو الخارج من مركز العالم الى الاعلى مارّا بمركزها و بين طرف الخطّ الوسطى و هو الخارج كذلك غير مار موازيا للخارج من مركز الخارج الى مركزها.