تحفة الأحباب (شرح فارسی بر تشريح الافلاك شیخ بهائی) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥ - فصل پنجم شرح صبح و شفق
شرح
قوله: فقطباها المعدّل قطبا افقه: زيرا دائره افق در اين منطقه با دائره معدّل منطبق مىشود قهرا دو قطب معدّل همان دو قطب افق است.
قوله: و لا طلوع و لا غروب الّا بالحركة الخاصّة: يعنى كره آفتاب در اين منطقه هرگز طلوع و غروب ندارد مگر بحركت خاصّه كه از آن بحركت ثانيه نام مىبرند و مقصود از آن حركت غير فلك الافلاك است مثل حركت فلك خارج مركز.
[فصل پنجم: شرح صبح و شفق]
متن: الفصل الخامس فى الصّبح و الشّفق بيّن فى الاجرام انّ الشّمس مأة و ستّة و ستّون مثلا للارض و ربع و ثمن فالمستضئ اكثر من نصفها دائما، و ظلّها مخروط يلازم رأسه منطقة البروج و ينتهى فى فلك الزّهرة و النّهار مدّة كون المخروط تحت الافق و اللّيل مدّة كونه فوقه، فاذا ازداد قرب الشّمس من شرقى الافق ازداد ميل المخروط الى غربيّة و لا يزال كذلك حتّى يرى الشّعاع المحيطة به.
ترجمه: فصل پنجم در بيان صبح و شفق در علم اجرام و ابعاد بيان شده كه كره آفتاب صد و شصت و شش برابر زمين و ربع و ثمن آن است، در نتيجه بيش از نصف زمين بواسطه نور آن دائما روشن مىشود.
و سايه زمين بصورت مخروطى بوده كه قاعدهاش بطرف آفتاب، و رأس آن بطرف منطقة البروج است و در فلك زهره بانتهاء مىرسد.
و تا ماداميكه مخروط در تحت افق است روز و زمانى كه فوق آن آيد شب فرامىرسد، و زمانى كه آفتاب بنصف شرقى افق نزديك مىشود سايه مخروطى زمين بطرف نصف غربى افق مايل شده و پيوسته سايه در اين بخش از افق بوده تا شعاعى كه بآن محيط است ظاهر شده و رؤيت گردد.