تحفة الأحباب (شرح فارسی بر تشريح الافلاك شیخ بهائی) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤ - شرح
قوله: و قطباها: ضمير مؤنّث به دائره نصف النّهار عائد است.
قوله: و قد تتّحد بالثّالثة و الرّابعة و الخامسة: مقصود از ثالثه دائره مارّه باقطاب اربعه است و اتّحاد نصف النّهار با آن در وقتى است كه از دو نقطه انقلاب صيفى و شتوى بگذرد و مراد از رابعه دايره ميل و از خامسه دايره عرض است و اتّحادش با دايره ميل زمانى است كه بدو قطب معدّل و از مركز كوكب عبور كند و اتّحادش با دايره عرض وقتى است كه بدو قطب فلك البروج و مركز كوكب مرور نمايد.
قوله: و طوله: يعنى و طول البلد.
قوله: بين نصف نهاره: يعنى نهار البلد.
قوله: و نصف النّهار جزائر الخالدات: اين قول بنا به رأى بطلميوس است كه مبدء طول را جزائر ششگانه دانسته كه از آنها به جزائر خالدات و جزائر سعداء نام مىبرند ولى امروزه مبدء را از نصف النّهار گرينويج كه از لندن پايتخت انگلستان مىگذرد محاسبه مىكنند.
[هشتم: دائره اول السموت]
متن: الثّامنة اوّل السّموت و هى واسطة بين النّصف الشّمالى و الجنوبى مارّة باقطاب السّادسة و السّابعة و قطباها نقطتا الشّمال و الجنوب.
ترجمه: هشتم دائره اوّل السّموت و آن دايرهاى است كه در وسط نيمكره شمالى و جنوبى واقع شده، در حاليكه به قطبهاى دايره ششم (دايره افق) و دايره هفتم (دائره نصف النّهار) عبور مىكند دو قطب ايندايره دو نقطه شمال و جنوب است.
شرح
قوله: اوّل السّموت: كلمه «سموت» جمع سمت است و اوّل السّموت يعنى