تحفة الأحباب (شرح فارسی بر تشريح الافلاك شیخ بهائی) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨ - شرح
قوله: و يسمّى الدّور رحويّا: يعنى حركت و دور فلك در چنين موضعى شبيه به چرخيدن و حركت سنگ آسياب است.
قوله: و ان مالا عنه شمالا و جنوبا: ضمير در «مالا» به دو قطب افق و در «عنه» به معدّل النّهار عود مىكند.
قوله: نصفته وحده و ارتفع الخ: ضمير مستتر در «نصفته» بدائره افق و ضمير منصوبى به معدّل راجع مىباشد و قيد «وحده» براى اينستكه توهّم نشود كه در اينصورت همچون فرض اوّل كه دايره افق از دو قطب معدّل ميگذشت و دور فلك دولابى بود و غير از معدّل النّهار مدارات يومى را بدو قسم مساوى تقسيم مىكرد، اينجا نيز چنين مىباشد، بلكه در اينجا صرفا معدّل را تنصيف مىكند و بهرتقدير در اين فرض دو قطب افق از دايره معدّل مايل شده يا بطرف شمال آن ميل نموده و يا بسمت جنوب و تحقيقا بهمان مقدارى كه اين دايره مايل است دو قطبش نيز از دايره معدّل مرتفع و منحطّ مىباشند چنانچه در شكل (١٧) مشاهده مىشود.
ش ١٧
قوله: و يسمّى الدّور حمايليّا: يعنى حركت و دور فلك مورّب و همچون شمشيرى كه بر كمر حمايل نمودهاند مايل و كج مىباشد و افق مواضعى كه چنين باشند را افق مايل خوانند.