تحفة الأحباب (شرح فارسی بر تشريح الافلاك شیخ بهائی) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠ - مقدمه در هيئت عالم جسمانى
و پس از آنها و در داخلشان كره آتش بوده كه آن نيز در داخل دو سطح متوازى واقع شده است.
و برخى گفتهاند:
سطح محدّب كره آتش كروى و سطح مقعّرش بشكل اهليلجى مىباشد زيرا اساسا كره آتش بواسطه متابعت كره هوا از حركت فلك ايجاد و حادث مىشود و قهرا هرچه حركت سريعتر باشد ضخامت كره نار بيشتر مىگردد در نتيجه هواء نزديك به منطقه چون حركتش سريعتر است لاجرم ضخيمتر و غليظتر مىباشد و هرچه از اين منطقه دورتر شود حركتش كندتر شده، در نتيجه رقيقتر مىگردد و لازمه آن اينستكه سطح محدّب كره آتش كروى و سطح مقعّرش بشكل اهليلجى باشد.
ولى اينكلام را برخى ديگر ردّ كرده و گفتهاند:
حركت فلك در اطراف قطبين بقدرى ضعيف است كه در اين دو موضع اصلا آتش و نار حادث نيست در نتيجه شكل فلك نار باينصورت است كه سطح محدّب و مقعّرش ناقص الطّرفين مىباشد يعنى سطح محدّبش بصورت مستدير ناقص و مقعرّش نيز بشكل اهليلجى ناقص مىباشد.
ولى پديد آمدن نيازك در حوالى قطبين اين ردّ را دفع مىنمايد.
و بهرتقدير بعد از كره نار، كره هوا بوده كه در داخل آن قرار گرفته و سطح محدّبش داراى اجزائى متناسب و صاف بوده ولى سطح مقعّرش داراى تضاريس و دندانهاى است و سبب پديد آمدن تضاريس وجود امواج و كوهها مىباشد.
و پس از كره هوا در داخل آن كره آب قرار گرفته كه هردو سطح آن داراى تضاريس و دندانه است كه ناشى از تضاريس هوا مىباشد.
سپس مرحوم مصنّف بيكى از مسائل عجيب و غريب اين فنّ اشاره فرموده و مىگويد:
و در هرمكانى كه قطعهاى از كرهاى كه مركزش همان مركز عالم است واقع شود، هرچه اين قطعه بمركز عالم نزديكتر شود همچون قراروته چاه ظرفيّت و حالت خميدگى آن بيشتر مىشود، نسبت بزمانيكه بالا و دورتر از مركز عالم واقع گردد نظير رأس مناره.