ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - حسن زاده، صادق - الصفحة ٥٩١ - كيفر آن كس كه آيينى ساختگى پديد آورد
بودند ولى حقوق آنان را بازداشته و نمىپرداختند و اسرارشان را فاش مىساختند.
(١)
كيفر آن كس كه آيينى ساختگى پديد آورد
(٢) [١٠٢٢] ١- ... امام صادق ٧ فرمود: در روزگاران پيشين مردى بود كه مىخواست دنيا را از راه حلال بجويد و به دست آورد ولى نتوانست، پس آنگاه از راه حرام جوياى دنيا شد تا آن را به دست آورد ولى باز هم نتوانست، پس شيطان نزد او آمد و گفت: اى مرد! همانا تو از راه حلال جوياى دنيا شدى و نتوانستى بر آن دست يابى و نيز از راه حرام جوياى دنيا شدى ولى باز هم نتوانستى آن را به دست آورى. آيا مىخواهى تو را به چيزى رهنمون سازم كه دارايىات فزونى گيرد و دنيايت سامان يابد و پيروانت بسيار شوند؟ گفت: آرى. شيطان گفت: آيينى ساختگى پديد آور و مردمان را به آن فراخوان. آن مرد نيز چنين كرد و مردمان آيينش را پذيرفتند و فرمانبردارش شدند و او به دنيا دست يافت، پس از چندى به فكر فرو رفت و آنگاه [با خويش] گفت: كار بدى كردم كه آيينى نو پديد آوردم و مردم را به آن فراخواندم و اينك راهى براى بازگشت و توبه نمىبينم جز آنكه به سراغ آنان كه به آيينم فراخواندهام بروم و آنان را از اين آيين دروغين بازگردانم؛ پس به سراغ پيروانش كه آيينش را پذيرفته بودند رفت و گفت: بىگمان اين آيينى كه شما را به آن فراخواندم باطل و نادرست است و همانا من آن را پديد آوردم. يارانش گفتند: دروغ مىگويى! اين آيينى حقّ است ولى تو در آيينت به ترديد افتادهاى و از آن برگشتهاى. آن مرد چون چنين ديد زنجيرى را محكم بر زمين كوبيد و بر گرد گردنش آويخت و گفت: تا آنگاه كه خداى گرامى و بزرگ مرا نبخشايد زنجير را از گردنم نگشايم؛ پس خداوند بر يكى از پيامبران وحى نمود كه به فلانى بگو: به عزّتم سوگند كه اگر آن قدر مرا بخوانى كه بند از بندت گسسته گردد تو را نبخشايم جز آنكه هر كس را كه در حال ايمان به آيين تو مرده است [به دنيا] بازگردانى تا از دينت دست كشد و بازگردد.
(٣) [١٠٢٣] ٢- ... معصوم ٧ فرمود: هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى راه به دوزخ دارد.