ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - حسن زاده، صادق - الصفحة ٤٩٩ - كيفر آن كس كه امام حسين
(١) [٨٤٨] ٤- ... امام صادق ٧ فرمود: به خدا سوگند قائم آل محمّد [عليهم السّلام] فرزندان قاتلان حسين [٧] را به سبب كار پدرانشان بكشد (چون از كار پدرانشان خشنودند).
(٢) [٨٤٩] ٥- ... پيامبر خدا ٦ فرمود: چون روز رستاخيز فرا رسد فاطمه [سلام اللَّه عليها] با گروهى از زنان آيد و او را گويند: به بهشت درآى.
فاطمه [سلام اللَّه عليها] گويد: به بهشت در نيايم تا اينكه بدانم پس از من با فرزندم چه كردند. به او گفته شود: به ميانه محشر بنگر و او بنگرد و حسين [٧] را ايستاده و بىسر بيند و نالهاى سر دهد و از ناله او من ناله كنم و از ناله ما فرشتگان نيز ناله و شيون سر دهند و در اين هنگام خداى گرامى و بزرگ خشم گيرد و آتشى را كه به آن «هبهب» گويند و هزار سال شعلهور شده تا سياه گشته است و هرگز آسودگى به آن راه نيافته و اندوه از آن بيرون نيامده است امر فرمايد كه قاتلان حسين [٧] را دررباى و برچين هر چند حاملان قرآن باشند؛ پس آنان را برچيند و چون در كام خويش گيرد بخروشد و آنان نيز بخروشند، شيون سر دهد و آنان نيز شيون كنند، بغرّد و آنان نيز بغرّند؛ پس قاتلان با زبانى فصيح و گويا گويند: پروردگارا! چرا پيش از بت پرستان ما را به آتش سوزاندى؟ از سوى خداى فرازمند پاسخ آيد: همانا آن كس كه مىداند، همانند كسى نيست كه نمىداند (شما آگاهانه دست به گناه آلوديد).
(٣) [٨٥٠] ٦- ... عبد اللَّه بن بكر ارجانى گويد: با امام صادق ٧ در راه مدينه تا مكّه همسفر بودم. در منزلگاهى كه «عسفان» نام داشت فرود آمديم و پس آنگاه حركت كرده و به كوهى سياه و هراسناك كه در سمت چپ مسير بود گذر كرديم. به امام ٧ عرض كردم: اى پسر پيامبر خدا، اين كوه چه هراسناك است! در راه كوهى مانند اين نديدم. امام ٧ فرمود: اى پسر بكر! آيا مىدانى اين چه كوهى است؛ اين كوه را «كمد» گويند كه بر وادىاى از وادىهاى دوزخ قرار دارد و خداوند قاتلان پدرم حسين ٧ را در آن به بند كشيده است و آبهاى چركين و خونابه و آبهاى جوشان و آنچه كه از دوزخ درآيد و چرك آبى كه از فرج زنان زناكار در آيد