ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - حسن زاده، صادق - الصفحة ٤٩٥ - كيفر قابيل كه برادرش را كشت و نمرود كه با ابراهيم
نبخشايد! (١) عرض كردم: فدايت شوم! بر اين سخنان بيفزاى. فرمود: سه نفر باشند كه خداوند بر آنان ننگرد و پاكشان نگرداند و آنان را عذابى سخت باشد. عرض كردم:
فدايت شوم! آنان چه كسانى هستند؟ فرمود: مردى كه ادعاى امامت كند و از سوى خدا نباشد و ديگرى كسى است كه بر امام از سوى خدا سخنى ناروا نسبت دهد و ديگرى كسى است كه پندارد آن دو نفر بهرهاى از اسلام دارند. عرض كردم: فدايت شوم! بر اين سخنان بيفزاى. فرمود: اى اسحاق! براى من تفاوتى ندارد كه آيه محكمى از كتاب خدا را از ميان بردارم يا پيامبرى حضرت محمّد ٦ را دروغ انگارم يا ادعا كنم كه پروردگارى در آسمان نيست يا كسى را بر امامت على بن ابى طالب ٧ پيش اندازم (همه اين گناهها يكسانند). عرض كردم: فدايت شوم! بر اين سخنان بيفزاى. (٢) فرمود: اى اسحاق! همانا در دوزخ وادىاى باشد كه آن را «سقر» گويند كه از آن هنگام كه خدا آن را آفريده هرم شرارهاش را پس نداده است. اگر خدا اجازه دهد كه هرم شرارهاش را به اندازه سوراخ سوزنى پس دهد بىترديد هر آن كس را كه بر روى زمين است بسوزاند و همانا دوزخيان از حرارت و بوى گند و چرك و عذابهاى آن وادى كه خداوند براى اهل آن آماده نموده پناهى جويند و بىگمان در آن وادى كوهى است كه همه اهل آن از حرارت و بوى گند و چرك و عذابهاى آن كوه كه خداوند براى اهل آنجا آماده ساخته پناهى جويند و بىترديد در آن كوه درهاى است كه همه اهل آن از حرارت و بوى گند و چرك و عذابهاى آن دره كه خداوند براى اهل آنجا فراهم آورده پناهى جويند و همانا در آن دره چاهى است كه همه اهل آن دره از حرارت و بوى گند و چرك و عذابهاى آن چاه پناهى خواهند و به راستى، در آن چاه مارى است كه همه اهل آن چاه از پليدى و بوى گند و چرك و عذابهاى آن مار كه خداى گرامى و بزرگ در نيش زهرآگينش براى اهل آنجا فراهم آورده پناهى جويند و بىگمان در شكم آن مار هفت صندوق است كه پنج نفر از امّتهاى پيشين و دو نفر از اين امّت در آن صندوقها هستند. عرض كردم:
فدايت شوم! آن پنج نفر و آن دو نفر چه كسانى هستند؟ فرمود: امّا پنج نفر، قابيل كه هابيل را كشت، نمرود كه با حضرت ابراهيم ٧ در باره پروردگارش محاجّه و مجادله نمود و گفت كه «من زنده مىكنم و مىميرانم»، فرعون كه گفت «من پروردگار