ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - حسن زاده، صادق - الصفحة ٥٠٣ - كيفر آن كس كه امام حسين
كه دستهاى اسب با آن سر چه مىكند؟! پدرم گفت: فرزند عزيزم! آنچه بر سرش آوردهاند سختتر از اين بوده است. آن مرد خود برايم تعريف مىكرد كه از آن هنگام كه او را كشتهام شبى به خواب نمىروم جز آنكه او به سراغم مىآيد و شانههايم را مىگيرد و مرا مىكشد و مىگويد: راه بيفت و مرا به دوزخ مىكشاند و در آن مىافكند تا صبح از خواب برخيزم، و نيز گفت: يكى از زنان همسايه كه صدايش را در خواب شنيده بود مىگفت: با نالهها و نعرههايش نمىگذارد كه يك لحظه از شب را هم به خواب رويم. راوى در ادامه گفت: با گروهى از جوانان قبيله نزد همسرش رفتيم و در باره او از همسرش پرسيديم و او گفت: خود همه چيز را آشكارا گفته است و راست گفته است.
(١) [٨٥٣] ٩- ... عمّار بن عمير تميمى گويد: چون سر عبيد اللَّه بن زياد- لعنت خدا بر او باد- و سرهاى يارانش-. خشم خدا بر آنان باد- را آوردند، زمانى رسيدم كه مردم مىگفتند:
آمد. ناگاه مارى در ميان سرها آمده و داخل بينى عبيد اللَّه بن زياد- لعنت خدا بر او باد- شده و دوباره از سوراخ بينىاش خارج شد و وارد سوراخ بينى ديگرى شد.
(٢) [٨٥٤] ١٠- ... امير مؤمنان ٧ روايت نموده كه پيامبر خدا ٦ فرمود: سر خونين حسين [٧] براى فاطمه [سلام اللَّه عليها] مجسّم شود و او فرياد برآورد:
فرزندم؛ ميوه دلم! فرشتگان از ناله فاطمه [سلام اللَّه عليها] بيهوش گردند و اهل محشر ندا دهند: اى فاطمه، خداوند قاتل فرزندت را بكشد! و خداى گرامى و بزرگ فرمايد: اين كار را در مورد قاتل او و پيروان و دوستداران و رهروانش انجام دهم و همانا فاطمه [سلام اللَّه عليها] در آن روز سوار بر شترى از شترهاى بهشتى باشد كه پيشانىاش زيبا، گونههايش برآمده و روشن، چشمانش ميشى، سرش از زر ناب، گردنش مشكين و عنبرين، لگامش از زبرجد سبز، جهازش درّى باشد كه با گوهر آراسته شده است، بر روى شتر كجاوهاى باشد كه پوشش آن نور خدا و درونش رحمت اوست و لگامش به درازاى يك فرسخ از فرسخهاى دنياست. گرداگرد كجاوهاش هفتاد هزار فرشته در حال تسبيح و تمجيد و تهليل و تكبير و ثناى پروردگار جهانيان به پيش آيند، سپس نداگرى از درون عرش ندا دهد: اى اهل محشر! چشمان خويش را فرو داريد؛ اين فاطمه دختر محمّد پيامبر خداست كه از پل صراط مىگذرد، پس فاطمه سلام اللَّه عليها و