ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - حسن زاده، صادق - الصفحة ٢١٥ - پاداش آن كس كه مزار امام حسين
مرد گفت: مرا نزد او ببر. راوى گويد كه او را نزديك خيمه بردم و شترش را خوابانيد و امام ٧ او را فرا خواند و آن مرد باديهنشين به نزد امام ٧ در آمد و من نزديك در خيمه شدم. سخنان ايشان را مىشنيدم و آنان را نمىديدم؛ پس امام صادق ٧ فرمود: از كجا مىآيى؟ عرض كرد: از دورترين نقاط يمن. فرمود: تو از فلان جا هستى. عرض كرد: آرى، من از فلان جا هستم. فرمود: از چه رو به اينجا آمدهاى؟ عرض كرد: براى زيارت امام حسين ٧ آمدهام. فرمود: خواهان چيزى جز زيارت امام حسين ٧ نيستى؟ عرض كرد: خواهان چيزى نيستم جز آنكه در پيشگاه او نماز گزارم و زيارتش نمايم و بر او درود فرستم و به ديار خويش باز گردم.
فرمود: از زيارت امام حسين ٧ جوياى چه فايدهاى هستى؟ عرض كرد: معتقديم كه زيارت آن حضرت ٧ مايه فزونى و بركت در جانها، خانوادهها، فرزندان دارايىها و زندگى ما است و موجب برآورده شدن حاجتهاى ماست. (١) راوى گويد:
امام ٧ فرمود: اى برادر يمنى! آيا نمىخواهى كه از فضيلت زيارت آن حضرت- عليه لسلام- فزونتر گويم؟ عرض كرد: آرى، اى فرزند پيامبر خدا! بر آن بيفزاى.
فرمود: به راستى زيارت امام حسين ٧ با يك حج پذيرفتهشده و كامل و پاك كه به همراه پيامبر خدا ٦ باشد برابر آيد. آن مرد يمنى به شگفت آمد. امام صادق ٧ فرمود: آرى، به خدا سوگند كه با دو حج درست و پذيرفتهشده و پاك كه به همراه پيامبر خدا ٦ باشد برابر آيد. آن مرد يمنى ديگر بار به شگفت آمد و امام ٧ بر اين تعداد حج بيفزود تا اينكه فرمود: زيارت امام حسين ٧ با سى حج درست و پذيرفتهشده و پاك كه به همراه پيامبر خدا ٦ باشد برابر آيد.
(٢) [٣٣٧] ٤١- ... يزيد بن عبد الملك گويد: با امام صادق ٧ بودم كه گروهى سوار بر الاغ از كنار ما گذشتند. امام ٧ پرسيد كه آنان به كجا مىروند؟ عرض كردم: به زيارت مزار شهيدان. فرمود: چرا به زيارت مزار شهيد غريب نمىروند، (يعنى مزار امام حسين ٧)؟ مردى از اهل عراق از امام ٧ پرسيد: آيا زيارت امام حسين ٧ واجب است؟ امام ٧ فرمود: زيارت او نيكوتر از يك حج و يك عمره و يك حج است و همچنان برشمرد تا به بيست حج و بيست عمره رسيد، آنگاه فرمود: حج و عمره درست و پذيرفته شده. راوى گويد: به خدا سوگند كه از نزد امام ٧ برخاسته بودم كه مردى نزد آن حضرت ٧ آمد و عرض كرد: همانا من نوزده حج به جا آوردهام و از خداوند بخواه كه مرا حجى ديگر روزى گرداند كه بيست