سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٨٨
اين كلام خدايى است كه چشم و گوش و زبان و دل و عقل داده است و ما را در برابر اين دادهها مسؤول مىشناسد.
شكرانه اين نعمت، بهرهگيرى خدا پسندانه از آن است. كم نيستند كسانى كه از اين نعمت غافلند، يا راه استفاده بهينه از آن را نمىدانند. در يكى از دعاها خواسته ما از خداوند اين است كه پروردگارا، ما را از گوشها و چشمها و نيروهايمان بهرهمند بگردان: «اللهم مَتِّعنا بِاسماعِنا و ابصارِنا و قُوَّتِنا».[١]
دانش، گنجينهاى است كه با پرسيدن به عنوان يك كليد، مىتوان به آن دست يافت و نقش گوش و شنوايى و سمع و استماع در اين ميان مهم است.
در برخورد با دانايان و هنگام حضور در «مجلس علم» و «محضر عالم»، گشودن اين دريچه دانش ضرورى است، يعنى كمتر حرف زدن و بيشتر شنيدن! به قول «بابا افضل كاشى»:
كم گوى و بجز مصلحت خويش مگو
وز هر چه نپرسدت كسى، پيش مگو
گوش تو دو دادند و زبان تو يكى
یعنى كه دو بشنو و يكى بيش مگو
اين از يك سو، از سوى ديگر گوش داشتن و نشنيدن و چشم داشتن و نديدن و دل داشتن و اهل فهم و بصيرت نگشتن، پرتگاهى است كه برخى دچار آن مىشوند و از بهرهورى از داشتههايشان، محروم!
به تعبير زيباى اميرمؤمنان عليه السلام:
«... لا كُلُّ ذى سَمعٍ بسميعٍ، و لا كُلُّ ناظرٍ مُبصِرٌ!؛[٢] نه هر كه گوش دارد، شنواست و نه هر كه مىنگرد، بينا!»
گوش دادن يك ضرورت است و «خوب گوش كردن» يك هنر، چرا كه
[١] - بحارالانوار، ج ٢، ص ٦٣
[٢] - نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه ٨٧