سلوك دانشجويى

سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٤٧

خرمنى را در مسير بادها بنگر،

آنچه مانَد، «گندم» است و آنچه بادش مى‌ربايد، «كاه»![١]

اين «گندم»، همان هويت وفكر و باور و شخصيت فرهنگى و «خودى» است كه در چنين توفان‌ها، مى‌ماند و سود مى‌بخشد و نگه مى‌دارد. و «كاه»، بى هويّت‌ها و بى شخصيت هايى اند كه نه باورهاى روشن و ريشه دار دارند، نه با ريشه‌هاى فرهنگى خويش آشنايند، نه برخوردار از اعتماد به نفس و احساس شخصيت و عظمت در رابطه با سنن و آداب خويشند، نتيجه‌اش هم ملعبه پنجه بادها گشتن و به اين سو و آن سو در نوسان و چرخش بودن است.

چگونه مى‌توان به اين ريشه‌ها رسيد؟

و چگونه مى‌توان اين ريشه‌هارا تقويت كرد؟

واقعيت اين است كه هر قوم و جامعه‌اى، به انديشه‌ها و معارف مكتبى خويش مى‌نازند، همچنين به شخصيّت‌هاى علمى و ادبى و هنرى، يابه تمدّن باستانى و پيشينه كشور و ميهن شان، يا به فرهنگ و آثار و كتب و كتابخانه‌ها و ميراث‌هاى علمى نسل‌هاى گذشته كه به دست آنان رسيده و مايه سربلندى و اعتبارشان گشته است.

اينهاست ريشه‌هاى هر ملّت، كه هر چه عميق‌تر، كهن‌تر و قوى‌تر و بى آفت‌تر باشد، دير پايى و صلابت آن ملّت و نستوهى و استوارى آن قوم، تضمين شده‌تر است.

بعضى‌ها با مفاخر و مآثر و پيشينه فرهنگ غنى خويش آشنا و مرتبط اند، در نتيجه نسبت به آن، پاى بند و وفادار و حسّاس.

بعضى هم يا از آن «بى خبر» ند، يا به آن «غيرمعتقد» ند، يا برترى و اصالت آن را نسبت به آثار و فرهنگ و شخصيت‌ها و انديشه‌هاى «بيگانه»


[١] - برگ و بار، ص ٢٥٠