سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ١٢
از آموختن. تكبّر نيز چنين است و در اين دو مرحله اگر پاپيچ دانش آموختن ما شود، به عنوان يك «آفت» راه ما را پرخطر مىسازد، يا به بيراهه مىكشد.
غرور و تكبّر در مرحله پيش از آموختن، «مانع فهم» مىشود. آنكه مغرور و متكبّر است، خود را تافته جدا بافته مىپندارد، از اين رو «پرسيدن»- كه اعتراف ضمنى به ندانستن است- براى او دشوار است. از طرفى مىدانيم كه پرسش، «كليد گنجينه دانش» است. اين حكمتى است كه اولياى دين ما فرمودهاند: «العلم خزائن و مفتاحها السؤال: دانش، همچون خزينههايى است كه سؤال، كليد گشودن آنهاست.» كسى كه خود برتربينى و غرور داشته باشد، اين «درِ دانايى» را به روى خود مىبندد و از دانستن محروم مىشود.
«تواضع» و فروتنى در يادگيرى و پرسيدن و فهميدن، نقشى مهم در ارتقاى علمى دارد. انسان متكبّر، همچون زمينى بلند است كه در آبيارى هرگز آب بر آن سوار نمىشود، در نتيجه از اين مايه حيات محروم مىماند.
از اين رو گفتهاند:
|
افتادگىآموز، اگر طالب فيضى |
هرگز نخورد آب، زمينى كه بلند است |
|
در مرحله پس از آموختن نيز، غرور سبب مىشود كه دانشمند خود را برتر از ديگران پندارد و به مردم به چشم حقارت بنگرد و آنان را آدم به شمار نياورد، به آنان بى اعتنايى كند، فخر بفروشد، خودرا «داناى كلّ» پنداشته، از سؤال و آموختن و ارتقاى رتبه دانش باز بماند و در جا بزند. از اين آفت گاهى با عنوانِ «غرور علمى» ياد مىشود.
نبايد داشتِ سوم، «حسد» بود. سفره دانش گسترده است و زمينه رشد براى همه فراهم. ترقّى و تعالى علمى كسى، نه عرصه را بر ديگرى تنگ مىسازد، نه مجال رشد را از او مىگيرد. پس چرا رقابتهاى ناسالم وتخريب ديگران؟ چرا ناراحت شدن از اوجگيرى علمى ديگرى؟ چرا كتمان