سلوك دانشجويى

سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ١٣

دانش از ديگران و حسد ورزى نسبت به آنان؟ و چرا «بخل علمى»؟

يا فايده گير آنچه ندانى زدگر كس‌

يا فايده ده آنچه بدانى دگرى را

اين كه مى‌گويند «تهذيب نفس»، رتبه‌اى بالاتر و مقدم‌تر بر «آموزش علم» دارد از همين جاست، چرا كه اگر جان پاك و بستر سالم و زمينه تهذيب شده و پيراسته نباشد، همين دانش كه عامل امتياز انسان هاست، سبب ركود و ضدّ ارزش مى‌شود.

آن‌گاه، علم و دانايى به جاى آن كه «قاتق نان» باشد، «قاتل جان» مى‌گردد و به جاى «درمان» بودن، «درد» مى‌آفريند و به جاى «نوش»، «نيش» مى‌شود. «نجات» كه نمى‌دهد، «گرفتار» هم مى‌كند. بار را سبك كه نمى‌كند، سنگين‌تر هم مى‌سازد و به جاى «بال» بودن، «وبال» مى‌شود!

از آنچه گذشت، بخشى از «داشتنى» ها هم خود به خود روشن مى‌شود.

مثلًا: «تواضع در فراگيرى» در اين راه، يك سرمايه است و ضرورت، كه بايد داشت و آن را حفظ كرد.

«ادب» در برابر استاد و خضوع در پيشگاه آن كه «حق معلمى» بر ما دارد، يك ارزش اساسى است.

مغرور نشدن به دانسته‌ها و حرمت نهادن به ديگران و خود را گم نكردن به خاطر مسلّط شدن به مشتى اصطلاحات علمى و واژه‌هاى دهان پركن نيز، از همين «بايسته» ها است.

نظم و برنامه ريزى و استفاده بهينه از فرصت‌هاى شتابان وگذران، يكى ديگر از اين «آنچه بايد داشت» هاست. آميختن علم به عمل و دانش به عرفان و معنويت هم يكى از همين گهرهاى گرانمايه است. برجسته‌ترين چهره‌هاى علمى جامعه ما و تاريخ اسلام و تشيّع، با آن همه دانش و فكر و آثارى كه داشته‌اند، هرگز خود را از حريم سايه‌سار عبادت، تضرع، تهجد، نوافل، توسل، اشك و زيارت كنار نكشيده و بى‌نياز نديده‌اند.

علامه طباطبايى، مؤلف بزرگوار تفيسر الميزان، روزه مى‌گرفت و افطار