سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٢٧
«... دو تا طلبه وقتى كه با هم مىنشينند و صحبت مىكنند، گاهى مىرسد به فرياد، اين فرياد مىزند سر او، او فرياد مىزند سر او براى مطلب؛ امّا همه به دنبال اينند كه حق را پيدا كنند. بعد هم كه مباحثه تمام شد، دو تا رفيق هستند، مىروند با هم مىنشينند و چاى مىخورند. اين جور اشكال، اشكال سازنده است، اشكال مدرسهاى، اشكال طلبگى، اشكال سازنده است.»[١]
امّا متأسفانه همه جا و همه بحثها و مناظرهها چنين نيست و صحنه بحث و گفتگو گاهى با ميدان جنگ و رينگ بوكس اشتباه گرفته مىشود و مناظره كننده، مثل يك «گلادياتور» در «ميدان جدل» به جان حريف مىافتد و او را خرد مىكند، بىآن كه تلاشى براى يافتن حق يا زدودن باطل صورت گيرد.
تاريخ بشر، پر از كشمكشهاى بيهوده و بىرويّه و ناسالم است كه منشأ فتنههاى بسيارى گشته است و «جنگهاى فرقهاى» ريشه در همين گونه جدلهاى ناخالص و آلوده به اغراض حيوانى و نفسانى دارد.
ورود به ميدان «بحث آزاد»، هم تسلّط كافى لازم دارد، هم جنبه و ظرفيت مناسب. بحث كننده، بايد سخندان و قوى باشد، نه بافنده و پشت هم انداز.
ظرفيت لازم داشته باشد، نه كم عمق و بىجنبه، ونقد آراء را با نقد شخصيّتها خلط نكند و به جاى بحث منطقى و مستدل، انتقام جويى نكند.
خدا نكند كه جدل و ستيزهجويى به صورت عادت در آيد.
كلام را با سخنى ژرف و زيبا از امام ششم عليه السلام به پايان مىبريم، كه فرمود:
[١] - صحيفه نور، ج ١٧، ص ٩٧