سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٦٨
كه بعضى، دوست يا خانه يا شغل يا رشته تحصيلى را به صورت اتفاقى و تصادفى برمىگزينند و بعداً دچار عواقب سوء آن مىشوند، برخى هم بدون شناختِ قبلى، بدون بررسى عواقب و نتايج، بدون ملاحظه مسائل جنبى و حاشيهاى دست به ازدواج مىزنند و چه اشتباهى بزرگتر از اين!
انتخاب شريك زندگى، معيار و ملاك مىخواهد، معيارى بس حساستر و دقيقتر از آنچه مثلًا در خريدن يك عينك و كيف، يا ماشين و موبايل، يا كفش و پيراهن لازم است.
معيار شما براى «همسر مطلوب» چيست؟
گاهى عشق و علاقه، «چشم بصيرت» را از ديدنِ واضحترين چيزها و آشكارترين عيبها و كاستىها غافل مىسازد.
«جمال» اگر معيارى است، «كمال» معيار برترى است.
اگر وضع اقتصادى و ميزان درآمد يك ملاك است، سلامت اخلاقى و اعتبار خانوادگى و فرهنگ و آداب صحيح، ملاك مهمترى است.
اگر شريك زندگى انسان، فردى خوش اخلاق، فهميده، نجيب، پاك، با صداقت، صبور، مؤدّب، با فرهنگ، خدا ترس، وظيفه شناس، عاقل، شريف، متعهد و سازگار باشد، به مراتب در به وجود آوردن يك «زندگى معقول» و «خانواده پايدار» نقش بيشترى دارد، تا آن كه فقط زيبايى و ثروت و شهرت و خانه و خودرو معيار گزينش باشد.
*** شناخت خصلتهاى شايسته و بايسته در شريك زندگى، به يك نگاه و وعده و لبخند و تلفن و ... به دست نمىآيد. تجربه و آگاهى و شناخت و مشورت و بررسى شرايط و اخلاق خانوادگى و نجابت دودمان و اصل و تبار فاميل لازم دارد.
گاهى ممكن است «جلوه ظاهرى»، انسان را از «چهره باطنى» افراد، غافل سازد و گاهى تعريف و تمجيدهاى ديگران، راه تعقل و تشخيص را