سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ١٧
حق معلمى، وظيفه شاگردى
نه تنها در «راه رفتن»، كسانى دست ما را گرفته و پابه پا بردهاند تا به ما «شيوه راه رفتن» آموختهاند، از اين گونه كسان در مسير آموختن «دانش» نيز بسيار بودهاند و هستند. از اين رو به گردن ما «حق» پيدا مىكنند.
حقشناسى، قدرشناسى، نعمتشناسى و شناختِ «ولى نعمت» از نشانههاى رشد فكرى و معرفت و بصيرت است.
نخستين آموزگار ما «خداوند» است، كه آنچه را نمىدانستهايم، به ما آموخته است: «علّم الانسانَ ما لَم يعلَم».[١]
پيامبران، گروه ديگرى از معلمان بشريتاند.
فلسفه بعثت آنان، «تعليم» و «تزكيه» انسانهاست. اين نيز نكتهاى است كه از صريح قرآن بر مىآيد: «يُزَكّيهم و يُعلّمُهُم الكتابَ و الحكمة».[٢]
پس ما، هم مديون خداييم، هم پيامبران، چرا كه به گردن ما «حق تعليم» دارند.
پدر و مادر نيز، در مرحلهاى ديگر آموزگار مايند،
معلمان ما هم، از نخستين سالهايى كه «الفبا» يمان آموختهاند، تا
[١] - سوره علق، آيه ٥
[٢] - سوره جمعه، آيه ٢