سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٤٠
و اگر چنين نبود، دوست نيست، رهزنى در نقاب دوست است.
چه كسى شايسته عنوان قشنگ و دوست داشتنىِ «دوست» است؟
چه ملاكهايى مىتواند مورد نظر در انتخاب دوست يا ادامه يك دوستى باشد؟
چه بخواهيم چه نخواهيم، از دوستان و همنشينانمان رنگ و اثر مىپذيريم و خصلتهاى ما به شكل خُلق و خوى آنان در مىآيد، گاهى هم (البته اگر ما قوىتر و اثرگذارتر باشيم) مىتوانيم خصلتهاى دوستان خود را تغيير دهيم.
باز هم يك حرف قديمى، امّا هميشه تازه:
|
تو اول بگو با كيان زيستى |
پس آنگه بگويم كه تو كيستى |
|
اين، يعنى اين كه معيار ديگران در قضاوت نسبت به ما، دوستانمانند،
يعنى اين كه خوبى و بدى و صلاح و فساد ما را از دوستان و معاشرانمان مىشناسند،
سخنى زيبا از پيامبر خوبىها و زيبايىها، حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:
مَثَلِ همنشين خوب و شايسته، مثل عطّار است، كه اگر از عطر خودش هم به تو ندهد، ولى از بوى خوش او به تو مىرسد و معطّر مىشوى. و مثل همنشين بد، همچون كوره آهنگرى است، كه اگر لباس تو را هم نسوزاند و جرقههاى آتش بر جامهات نيفتد، بوى كوره و دود و دم آهنگرى تو را هم مىگيرد.[١]
و چه خوب اين نكته حكيمانه در كلام سعدى و در شعر «گِلى خوشبوى در حمام، روزى ...» انعكاس يافته و گِل ناچيز، در اثر همنشينى با گُل، خوشبو مىشود و ديگران را از بوى دلاويز خويش سرمست مىكند و سبب آن را هم مصاحبت چند روزه با گُل معرفى مىكند.
تمثيل زيباى ديگرى در اثر گذارى دوست يا تأثيرپذيرى از دوست، كلام مولا على «ع» است كه مىفرمايد:
[١] - ميزان الحكمة، ج ٩، ص ٥٠.