سلوك دانشجويى

سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٥٥

قرنى را مى‌توانيم در دقيقه‌اى بگنجانيم و لحظه لحظه عمر خود را غنى سازيم، آرى، غنى‌سازى زمان!

بارى ... در سال نو، همه چيز نو مى‌شود. ما چرا نو نشويم؟

تقويم‌ها عوض مى‌شود، خانه‌ها گردگيرى مى‌شود، ديدارها تازه مى‌گردد، طراوت را در چهره طبيعت تماشا مى‌كنيم، دشت و دمن عطر جانبخش و رايحه بهارى را نثار و ايثار مى‌كند، ما كه نبايد كمتر از درخت و صحرا باشيم!

اگر ما هم عوض شديم، اگر اخلاق ما هم نوتر و بهارترى شد، پابه پاى بهار، آمده‌ايم.

در سال جديد، هم دفتر عمر ما ورق مى‌خورد، هم تقويم سال جديد را مى‌گشاييم. چه خوب است كه در برگ برگ اين دفتر و كتاب، با ايمان و عمل، با خوبى‌ها و تلاش‌ها، با صداقت‌ها و مهرورزى‌هاى صادقانه، خطوطى از «هنر انسان زيستن» بنگاريم و نقشى از «رشد» ترسيم كنيم.

«عيد» در بيرون از وجود ما حضور دارد،

در وجود خود هم عيدى پديد آوريم و به «خانه تكانى دل» بپردازيم.

چه زيباست كه در كنار «تحويل سال»، شاهد «تحول حال» هم باشيم، چه نيكوست كه «امروز» ما بهتر از ديروز و «فردا» ى ما بهتر و روشن‌تر از امروز و «فرجام» كار ما بهتر از «آغاز» آن و «آخرت» ما بهتر و آبادتر از «دنيا» ى ما باشد.

و ... اين، شدنى است، تنها «خواستن» مى‌خواهد. ما در كجاى زمان ايستاده‌ايم؟ از چه قلّه و فرازى به حيات مى‌نگريم؟ چه افقى پيش چشم ماست؟

يك حرفِ كاملًا جدّى:

عده‌اى سال گذشته، در همين ايّام، بودند و امروز نيستند، يعنى از نعمت «وجود» بهره‌مند بودند و امروز محروم‌اند. اين، يعنى فرصت‌ها را پايانى‌