سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٥٤
خيلىها اولاد دارند، اما خيرى از فرزندانشان نمىبينند.
خيلىها درس مىخوانند، اما تحصيلاتشان به كار خودشان و جامعه نمىآيد.
خيلىها تلاش مىكنند، اما همان جاى نخستيناند.
خيلىها زحمت مىكشند، اما همچنان دستشان از «بهره زحمات» خالى است و كوششهاى مستمر آنان بيهوده و بىثمر مىشود. اينها همان «بىبركتى» در زندگى و دانش و دارايى است.
چه كنيم كه سال جديد برايمان «بركت» داشته باشد و تبريك گفتنها و شنيدنها مفهوم و مصداق پيدا كند؟
آينده، در گرو گذشته ما و تلاش كنونى ماست.
آنچه خجستگى روزها و سالهاى آتيه را براى ما رقم مىزند، تصميمهاى جدى، ارادههاى استوار، برنامهريزىهاى حساب شده، پيگيرىهاى دقيق، محاسبهها و مراقبتهاى ويژه است.
ما مسؤول عمر، زمان، فرصتها و استعدادهاى خويشيم.
هرگز مباد كه گذشته ما به اميد «آينده» و آينده ما به حسرت «گذشته» سپرى شود و عمرما بين اين گذشته پر حسرت و آينده رؤيايى تقسيم شود و هيچ خورده نياورد!
اين تقسيم، هيچ جالب و زيبا نيست.
زمان، امانتى در دست ماست. هم مىتوان اين عنصر پربها را سوزاند و دود كرد، هم مىتوان آن را سرسبز و با طراوت ساخت. تعيين كننده اين دو وضع هم نحوه عمل ماست.
|
بايد از هر دقيقه قرنى ساخت |
قرن را در دقيقه گنجانيد |
|
|
يا كه با شيوه مهار زمان |
جبر را هم به زير بال كشيد |
|
هر چه هست در اين «مهار زمان» نهفته است. اگر قدرت آن را داشته باشيم، هم دقيقههاى ما استمرار و وسعت مىيابد و سرشار مىشود، هم