سلوك دانشجويى

سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٨٢

مى‌توان «آينده» را هم در آن به تماشا نشست.

يك نكته مهم، و آن اين كه:

كسى كه كار امروز را به فردا مى‌افكند، كار فردا را هم به پس فردا خواهد انداخت.

كسى كه ايام هفته را به اميد «جمعه» سپرى مى‌كند و جمعه را به انتظار ايام تعطيل، و ايام تعطيل امسال را- اگر هدر رفت- به اميد تعطيلى‌هاى آينده، او هميشه دچار حسرت است و يك عمر، گرفتار باختن!

اشكال كار كجاست كه تعطيلات نوروز و ميان ترم و جمعه‌ها و تابستان‌ها به پايان مى‌رسد، بى آن كه بعضى‌ها به كارها و برنامه‌هايشان برسند و هميشه عقب‌ماندگى دارند و در حسرت پيدا شدنِ يك فرصت عالى!؟

شايد اگر نظم و برنامه‌ريزى و تقيّد به انجام هر كارى در جاى خود و زمان خود و تقسيم اوقات و اهم و مهم كردن امور در كار باشد، از ميزان اين حسرت‌ها و عقب ماندن‌ها كاسته شود.

«تابستان هم گذشت! ...» اين حرفِ چه كسى است، كه باتأسف و آه، بر زبان مى‌آورد؟ و آيا مى‌شود جلوى آن را گرفت؟ هنوز دير نشده است. جلوى ضرر را از هر جا كه بگيرند، نفع است.

تابستان در حال گذر است، مثل نوارى در حال عبور! تا در لحظه‌لحظه‌هاى آن چه ضبط كنيم، تا در مرحله «بازشنوايى» اين نوار، دچار حسرت و غصه نشويم!

*** و ... بالاخره، رسيدن به قلّه، نفس‌گير است و دشوار،

افتادن به درّه، راحت است و بى‌رنج، چرا كه آن راه، «سربالايى» است و اين راه، «سرازيرى».

پيمودن قله‌هاى دانش و كمال و ادب و فرزانگى، همّت مى‌خواهد.