سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٨١
تابستان عمر ما چگونه خواهد بود؟
دلهره مشروط شدن، نصيب چه كسى مىشود؟
تداوم نشاط بهارى در تابستانِ زندگى چگونه به دست مىآيد؟
سفرِ آخر تعطيلات، به چه كسانى خوش خواهد گذشت؟ و اساساً «راه آينده» و «آينده راه» را چگونه مىبينيم؟
دوست نداريم كه خزان زده پاييزى شويم. هميشه بهارى بودن، آرزوى ماست. اما پيش شرط آن، آشنايى با فنونِ «زراعت وجود» و به ثمر رساندن نهال عمر و به برگ و بار نشاندن درخت استعداد در باغ زندگى است.
پس آفتها و آسيبها را هم بايد بشناسيم.
هم علم و تحصيلات ما، آفاتى دارد، هم جوانى و شادابىِ اين فصل از عمر، هم شهرت و نام و آوازه، هم ثروت و مكنت و دارايى، هم قدرت و توانايى.
اگر «آفت شناس» نباشيم، مزرعه عمرمان را كرمهاى ساقهخوار و حشرات موذى و ملخهاى غارتگر و شتههاى هستى سوز، از بين خواهند برد. هميشه جوان نيستيم و هميشه در بهار نيستيم.
كسى از روى پند و عبرتآموزى، به يكى از همين آفتزدگان مىگويد:
در فصل لالهريز و گل افشان،
در رهگذار باد نشستى
آواى غم گرفته خود را
در گوش بادِ باديه خواندى
پاييز هم گذشت،
اما تو از «خزان» نگذشتى! ...
*** بارى ... تجربه درسى سال گذشته، مىتواند الگويى براى سالهاى بعد باشد. فراز و نشيبهاى مقطعى كه پشت سرگذاشتى، «آينه» اى است كه