سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٧٦
مىآموزيد، هم نسبت به شاگردى كه به او علم مىآموزيد».
اين فروتنى، در پاسخ به سؤال ديگران هم خود را نشان مىدهد، آن هم با گفتنِ «نمىدانم».
چه بسيار كسانى كه از جوابهاى بىحساب و بدون تأمّل خويش، پشيمان شدهاند. جواب گفتنِ بىدرنگ هم، نوعى خودخواهى و غرور است ... «مزن بىتأمّل به گفتار، دم».
نه انسان، داناى همه چيز است، نه بىنياز از پرسيدن. اعتراف به جهل، نوعى كمال اخلاقى است.
كسى كه از گفتنِ «لا أدرى» شرم دارد، اما بدون شرم، حرفهاى حساب نكرده و نادرست مىگويد، گرفتار نوعى احساس كاذب شخصيت و دچار غرورى است كه گاهى صاحبش را با مغز بر زمين مىكوبد.
كدام يك شرم آورتر است؟ گفتنِ «نمىدانم»، يا دروغ بافى و نظر دادن درباره مباحثى كه از حوزه علم و تخصص انسان بيرون است؟
دريغا كه گاهى شيطان، چگونه از انسان سوارى مىكشد و او را به «مردم فريبى»، يا حتى «خود فريبى» سوق مىدهد.
از حضرت على عليه السلام روايت شده است: هر گاه از كسى سؤالى شد، درباره چيزى كه نمىداند، از گفتنِ «نمىدانم» شرم نكند.[١]
اين گام سلوك را از ياد نبريم.
اين، عصايى است كه در مسير طولانى علمآموزى، به شدّت به آن محتاجيم و بدون آن، زمين مىخوريم.
[١] - غررالحكم، ج ٦، ص ٢٧٧